رفتن به محتوای اصلی

آیا امام علی(ع)، سلمان فارسی را در شهر مدائن(تیسفون) دفن کردند؟

تاریخ انتشار:
یک نت ـ داستان دفن سلمان توسط امام علی(ع) از دو منظر نقل شده است؛ از یک جهت، کسانی که در مدینه و محل زندگی علی(ع) حضور داشتند، این جریان را نقل کرده‌اند و از جهتی دیگر، کسانی که در مدائن و محل زندگی سلمان در سال‌های پایانی عمر او و محل وفات و دفنش، این واقعه را شرح داده‌اند.
آیا امام علی(ع)، سلمان فارسی را در شهر مدائن(تیسفون) دفن کردند؟

یک نت - تمام مسلمانان از جمله اهل سنت به مقام والای سلمان فارسی اعتراف دارند، اما در دیدگاه شیعیان - صرف نظر از امامان معصوم(ع) - سلمان فارسی، بزرگ‌ترین و جلیل القدرترین صحابی پیامبر اسلام(ص) می‌باشد که به بالاترین درجه‌های ایمان و کمال رسید و این شایستگی را یافت که پیامبر خدا(ص) درباره او بگوید: «سلمان از اهل بیت ما است».[1] این جایگاه ویژه سلمان پیش پیامبر و اهل بیت(ع)، موجب شد تا این بزرگواران توجه خاصی به او داشته باشند؛ ازاین‌رو بنابر برخی نقل‌ها حضرت علی(ع) انجام کارهای دفن او را شخصاً بر عهده گرفت. حضرتشان فاصله بسیار طولانی بین مدینه و مدائن و یا همان تیسفون را (که در جنوب بغداد قرار دارد) با استفاده از نیروی الهی خود (طیّ ‌الارض) در مدت بسیار کوتاهی پیمود تا این مهم را به انجام برساند.داستان دفن سلمان توسط امام علی(ع) از دو منظر نقل شده است؛ از یک جهت، کسانی که در مدینه و محل زندگی علی(ع) حضور داشتند، این جریان را نقل کرده‌اند و از جهتی دیگر، کسانی که در مدائن و محل زندگی سلمان در سال‌های پایانی عمر او و محل وفات و دفنش، این واقعه را شرح داده‌اند.الف. از شهر مدینه چنین نقل شده است:

روزی حضرت علی وارد مسجد شد و فرمود: «دیشب پیامبر خدا(ص) را در خواب دیدم و به من فرمود: سلمان از دنیا رفته است. او به من وصیت کرد که غسل، کفن کردن، نماز و دفن او را برعهده گیرم. من الآن به مدائن خواهم رفت». در این لحظه عمر بن خطاب به ایشان گفت:‌ کفنش را از بیت‌المال بردار. حضرت علی(ع) فرمود: «کفن او قبلاً آماده شده است». سپس علی(ع) به سمت خارج شهر به راه افتاد و مردم هم او را همراهی کردند. وقتی از شهر خارج شد مردم برگشتند. قبل از ظهر بود که آن‌حضرت به شهر برگشت و فرمود: «سلمان را دفن کردم». بیشتر مردم باور نمی‌کردند، تا این‌که بعد از مدتی نامه‌ای از مدائن رسید که در آن نوشته شده ‌بود: سلمان در فلان شب از دنیا رفت. عرب بیابان گردی بر ما وارد شد و او را غسل داد و کفن کرد و بر او نماز خواند و بعد، از آن‌جا رفت. با دیدن این نامه، همه مردم متعجب شدند.[2]در نقلی دیگر جابر چنین می‌افزاید که حضرت علی(ع) هنگام عزیمت به مدائن، عمامه و زره پیامبر را پوشید و عصا و شمشیرش را برداشته و سوار بر شتر پیامبر که نامش عضباء بود، شدند.[3]ب. اصبغ بن نباته نیز از مدائن چنین گزارش داده است:ناگهان دیدیم مردی که سوار بر قاطری سفید است و صورتش را پوشانده، نزد ما آمد. به ما سلام کرد و ما هم جواب دادیم. سپس فرمود: «ای اصبغ! در انجام کار سلمان شتاب کنید». ما هم مشغول انجام کار سلمان شدیم. برایش حنوط و کفن آوردیم. او گفت: «حنوط و کفن را برایش آماده کرده‌ام». سپس آب و محلی برای غسل دادن آماده کردیم. آن مرد با دستان خودش سلمان را غسل داد و پس از این‌که بر او نماز خواندیم، او را دفن کرد و لحدش را گذاشت. وقتی که کار دفن تمام شد، راه خود را در پیش گرفت.من به سمت او رفته و لباسش را گرفتم و گفتم: ای امیرالمؤمنین! شما چه ‌طور به این‌جا آمدید و چگونه از مرگ سلمان مطلع شدید. آن‌حضرت به من رو کرد و فرمود: «از تو در نزد خدا پیمان می‌گیرم تا زمانی که زنده هستم با کسی در این‌باره سخن نگویی». به ایشان گفتم: من قبل از شما می‌میرم؟ آن‌حضرت فرمود: «نَه! عمر تو طولانی‌تر خواهد بود». پس از این‌که اصبغ قول داد که در این‌باره سخنی با کسی نگوید، حضرت علی(ع) به او فرمود: «این پیمانی است که پیامبر خدا(ص) از من گرفته است. بعد از این‌که نمازم را در کوفه خواندم، به خانه رفته و خوابیدم. شخصی به خوابم آمد و گفت: ای علی! سلمان از دنیا رفته. من نیز سوار بر قاطرم شده و آنچه که میت لازم دارد با خود برداشته و به راه افتادم. خداوند دور را برایم نزدیک گردانید و همین طور که می‌بینید، به این‌جا آمدم».[4]از شخصی به نام زاذان این‌گونه نقل شده است: وقتی سلمان می‌خواست از دنیا برود، به او گفتم چه کسی تو را غسل خواهد داد. گفت کسی که پیامبر خدا را غسل داده. گفتم تو در مدائن هستی و او در مدینه؟ او گفت: وقتی که لحیه‌ام را بستی صدایی خواهی شنید. وقتی که سلمان از دنیا رفت و من لحیه‌اش را بستم، صدایی شنیدم. به سمت در خانه رفتم. دیدم که امیرالمؤمنین علی(ع) حضور دارد. ایشان به من فرمود: «ای زاذان! سلمان از دنیا رفته است؟» گفتم بله. آن‌حضرت وارد خانه شد و روانداز را از صورتش کنار زد. سلمان به چهره امام لبخند زد. امام فرمود: «خوش به حالت! وقتی که پیامبر خدا را ملاقات کردی به او بگو که از دست قومت چه بر سر برادرت آمد». سپس مشغول تجهیز او شد. وقتی که بر او نماز می‌خواند، تکبیر شدیدی را از امام می‌شنیدم...[5]با این‌که در این نقل‌ها تفاوت‌هایی وجود دارد اما تمام آنان در این نکته مشترک‌اند که حضرت علی(ع) برای دفن سلمان، در کمتر از یک نیمروز، خود را به مدائن رسانده و با دستان مبارک خود، سلمان را به خاک می‌سپارد. [1]. مفید، محمد بن محمد، الإختصاص‏، محقق، مصحح، غفارى، على اکبر و محرمى زرندى، محمود، ص 341، قم، الموتمر العالمى لالفیة الشیخ المفید، چاپ اول، 1413ق.[2]. قطب الدین راوندی، سعید بن هبه الله، الخرائج و الجرائح، ج 23، ص 562، قم، مؤسسة الامام المهدی(عج)، چاپ اول، 1409ق.[3]. ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج 2، ص 301، قم، نشر علامه، چاپ اول، 1379ق.[4]. بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، مدینه معاجز الائمه الاثنی عشر، ج 2، ص 12-13، قم، مؤسسظ المعارف الاسلامیه، چاپ اول، 1413ق؛ ابن شاذان قمى، أبو الفضل شاذان بن جبرئیل‏، المناقب، ص 91-92، قم، رضی، قم، 1363ش.[5]. مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج 2، ص 302.

 

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا