شوهرم یک آدم عصبی غیرمنطقی,بددهن ودست بزن دارد

یک نت ـ زنی ۴۰ساله هستم ۲۴سال هست ازدواج کرده ام شوهرم یک آدم عصبی غیرمنطقی ودرموقع ناراحتی بددهن ودست بزن داردبرای هرچی که خودش صلاح بدونه خرج میکنه من مهم نیستم که چه دوست دارم وچه خواسته ای دارم
عصبی

یک نت ـ من زنی ۴۰ساله هستم ۲۴سال هست ازدواج کرده ام شوهرم یک آدم عصبی غیرمنطقی ودرموقع ناراحتی بددهن ودست بزن داردبرای هرچی که خودش صلاح بدونه خرج میکنه من مهم نیستم که چه دوست دارم وچه خواسته ای دارم از لباس وسایل شخصی گرفته تاوسایل منزل

مثلااگربه ظرفی درمنزل احتیاج باشه اگه خودش بخوادودلش بخوادمیخره

 من برای هرچیزکوچکی که میخوام بایدبحث ودعواکنم

تواین سالهاباسختی زیادوتحمل ظلم وستم زندگی گذروندم

اوایل خیلی ناراضی بودم ویکسره به خداایرادمیگرفتم که برای چی این مردبامن اینطوررفتارمیکنه واینوبگم که خودش روعقل کل میدونه وحاضرنیس به مشاوره بیاد

البته بگم که بچه طلاقه ودرکودکی زجرزیادی کشیده که اونم قصه ای داره

اینایی که گفتم نمیتونه عمق فاجعه زندگیم روبیان کنه به هرحال ۳تابچه راکه اوناهم عصبین ازدست مابزرگ کردیم

چندوقته باخدارابطه خوبی برقرارکردم وپذیرفتم که سرنوشتم این بوده والان هم به خاطرناشکریهای که قبلاکردم خودم روسرزنش میکنم وباخودم میگم کاش زودترباخداآشتی کرده بودم البته بگم که من فقط ازخدابه خاطرشوهرم ناراحت بودم نه چیزدیگری

واجباتم روبه جامی آودم وهیچ وقت نخواستم ازخداسرپیچی کنم

الان  هرچه کارمیکنم بااینکه شوهرم روبه خاطرهمه کتکایی که زده فحشایی که داده وبه خاطرهمع ظلمابخشیدم وگفتم هرکارهم که بعدابکنه میبخشم

چون دوست دارم توااون دنیادیگه نبینمش

رفتارش به حدی بده که بچه هم دوست ندارن اونو ببینن

حتی خانواده خودش هم ازرفتارش ناراحتن

الان مشکلم تنفریی است که ازش دارم

نمیخوام ازکسی تنفرداشته باشم

وقتی که بیرونه میگم الان که بیاددیگه

ازش متنفرنیستم وسعی میکنم روی خوش نشون بدم

ولی بازوقتی میادسریک چیزالکی دعواراه میندازه ومن هم حوصله جروبحث ندارم وکوتاه میام ولی دوباره تنفربه سراغم میادونفس کشیدن درجایی که اون هم هست برام سخته
شماکمکم کنیدچطورتنفرروازخودم دورکنم

ببخشیدکه سرتان روبه دردآوردم
 

پاسخ:

با سلام و تشکر متن شما را کاملا مطالعه کردم و از اینکه دچار چنین مشکلی شده اید بسیار متأسفم همانطور که گفتید همسر شما دورانی که شخصیت پایه گذاری و پی ریزی می شود دچار آسیب شده است و شخصیت ایشان غیر قابل پیش بینی و غیر قابل کنترل شده است و ایشان دچار نوسانات خلقی و پرخاشگری غیر قابل کنترل و مدیریت شده است

پس بهتر بود شما با توجه به آگاهی که از گذشته ایشان داشته اید آمادگی روبرو شدن با مشکلات را می داشتید و حتی بچه دار شدن را مشروط بر درمان وضعیت روحی وروانی و عصبی می کردید به هر حال در حال حاضر اگر می توانید با دقت و هشیاری عوامل تحریک کننده و فعال شدن خشم و پرخاشگری ایشان را شناسایی کرده و آن را حذف کنید که این کار را انجام دهید اگر رضایت دارد که درمان دارویی و یا راهنمایی و مشاوره بگیرد

به هر بهانه ای از تربیت فرزند تا مشکلات جسمانی ایشان را به یک روان شناس ارجاع داده و در این مسیر تشویق و کمک و همکاری کنید..

اما پرسش اصلی شما این است چگونه من این احساس تنفر را نداشته باشم در این زمینه باید گفت زمانی این خواسته شما منطقی است که بگوییم که تمام وضعیت روانی و احساسات و عواطف احساسات ما قابل کنترل است در حالی بخشی بسیار گسترده ای از روان ما در اختیار مانیست و احساس تنفر شما نتیجه طبیعی و واکنش بدن و روان شما نسبت به مشکل بیرونی است پس نباید نسبت به این مسأله غیر ارادی و غیر اختیاری دچار عذاب وجدان شوید و همانطور که هستید خود را بپذیرید و با خودتان نسبت به این موضوع درگیر نشوید .

موفق باشید.

 

افزودن یک دیدگاه جدید

Fill in the blank.