پسری ۲۳ساله در دانشگاه از من خواستگاری کرد

یک نت ـ پسری ۲۳ساله در دانشگاه از من خواستگاری کرد,الان یک سال هست ک باهم اشناشدیم و صحبتهای اولیه را انجام داده ایم
خواستگاری

یک نت ـ با سلام من دختری ۲۴ساله هستم لیسانس دارم و در یک کارخانه مسول فنی هستم,

پسری ۲۳ساله در دانشگاه از من خواستگاری کرد,الان یک سال هست ک باهم اشناشدیم و صحبتهای اولیه را انجام داده ایم,ایشون مهندس برق هستن و سربازیشون هم تمومه,چون خدمت سربازیشون نه ماه بوده,مسئله ازدواج رو با مادرشون مطرح کردن,اما ایشون از ابتدا مخالف بودن ک پسرشون خودش انتخاب کنه و میگفتن من باید برات زن بگیرم بعد از کلی کنکاش موافقت کردن ک بیان خواستگاری اما,تا فهمیدن من یک سال بزرگتر هستم باز میگن محاله این دحترو بگیرم برات,این درحالیه ک ایشون هم از نظر جثه و هم از نظر عقلی از من بزرگترن اما مادر ایشون حتی رضایت نمیدن منو ببینن,بعلاوه ما از نظر دینی و اعتقادی هم کف هسیم,خواهش میکنم ب ما کمک کنین چکار کنیم تا ایشن راضی ب ازدواج مابشن,ما بهم علاقه داریم

پاسخ:

با سلام ازدواج یک موضوع بسیار مهمی است که اگر به صورت سر سری و غیر کارشناسانه انجام شود باعث مشکلات و دردسر های زیادی می شود .

خدمت شما عرض کنم صرف علاقه و وابستگی اولا شناخت نمی آورد و ثانیا باعث وابستگی و توجیه تفاوت های فردی، خانوادگی و شخصیتی می شود و حتی باعث بدبینی بعد از ازدواج می شود قطعا شما اگر بدون وابستگی و علاقه قبلی به صورت رسمی ایشان را ملاقات می کردید مسأله اختلاف سنی برایتان مهم تر بود و حداقل سرمایه گذاری روانی  تا قبل از مشخص شدن نداشتن خطر نسبت به این موضوع نداشتید. پس چون اول وابسته شده اید و بعد دنبال بررسی و برنامه ریزی نسبت به موانع موجود کرده اید تمام مسایل و موضوعات مهم را به نفع ادامه رابطه توجیه می کنید توجیهی که بعد از گذشت مدتی از زندگی زناشویی باعث سردی و ندامت خواهد بود.

پس بعد از مطمئن شدن از مسایل و مشکلاتی که در دو موضوع یعنی شروع انتخاب همسر با علاقه مستقیم و دوستی  و دیگری آسیب های احتمالی که در سن وجود دارد می توانید به مشکل عدم رضایت مادر از طریق افراد ذی نفوذ ، واسطه ها و مشاور بپردازید.

موفق باشید.

 

دیدگاه‌ها

با توکل ب خدا اگه قسمت هم باشین طوفانم بیاد نمیتونه جداتون کنه

افزودن یک دیدگاه جدید

Fill in the blank.