گلچین اشعار شهادت امام جواد

شهادت امام جواد,شعر کوتاه شهادت امام جواد,شعر شهادت امام جواد برقعی,شعر در وصف امام جواد,دوبیتی شهادت امام جواد,شعر شهادت امام جواد,شعر توسل به امام جواد,شعر امام جواد برقعی,رباعی شهادت امام جواد
اشعار شهادت امام جواد

یک نت ـ اشعار شهادت امام جواد(علیه السلام)

دوباره حُجرۀ دربسته، باز کرب و بلا

دوباره تشنه لب اولاد سیدالشهدا

دوباره مار گَزیده، دوباره پاره جگر

خدا! چه میگذرد بر جواد ابنُ رضا

دوباره زهرِ جفا نذرِ سفرۀ افطار

و باز هلهله و دست و پا زدن، تنها

چه فرق میکند، انگار حُجره شد گودال

چه فرق میکند اصلاً، مدینه با اینجا

نبود نیزه ولی خندۀ تمسخُر بود

هجومِ کوفه نَه، رقصِ کنیزکان اما…

کنیزکانِ جفا جویِ هرزۀ بدگوی

که بَدترند ز أنبوهِ لشگرِ اعدا

سری نشد ز تن اینجا جدا ولیکن شد…

سرِ امامِ جواد از بدن به پلّه رها

ز پلّه تا سرِ بامش به احترام آمد؟

و یا تنَش به لگدمال، میرود بالا؟

بیادِ جسمِ لگدکوب از سُمِ اسبان

گرفت حاجتِ خود را ز روضه ها، آقا

تمامِ عمر ز غمهای بی کفن گِریید

شد عاقبت پَرو بالِ کبوتران پیدا

چه شد که بالِ کبوتر به کربلا نرسید

رسید نیزه و شمشیر بر تنِ مولا

أمان از آن دَمِ رفتن که ساربان آمد

بُرید از بدن انگشتِ زادۀ زهرا

چو دید خواهرِ مظلومه جای سالم نیست

گذاشت روی گلویش لبِ مبارک را

تنِ مقطع الاعضا به خاک صحرا ماند

سرِ بریده به همراهِ زینب کبرا…

عزیز فاطمه! برگَرد عمه اَت تنهاست

به داد عمۀ تنها نمیرسی آیا  

شاعر:
محمود ژولیده

اشعار شهادت امام جواد(علیه السلام)

عمری گدای صاحب این خانه ماندیم

خود را درون مجلس روضه رساندیم

پا را میان این مجالس باز کردیم

دل را به پایِ روضه و منبر نشاندیم

گاهی بلند از پردهء دل گریه کردیم

گاهی به زیر لب زیارت نامه خواندیم

مشمول الطاف زیادِ اهل بیتیم

گریه کنِ داغ جواد اهل بیتیم

شاهِ وفا بود و شریکش بی وفا بود

تنهای تنها حضرت ابن الرضا بود

در خانه غربت داشت باید گفت از این حیث

خیلی شبیهِ به امامِ مجتبی بود

وقتی کنیزان هلهله کردند بی شک

در شام یاد شامیان و عمه ها بود

هنگام جان دادن اسیرش کرده این غم

گر چه جوان بوده است پیرش کرده این غم

سخت است وقتی خسته و بی جان که باشی

مظلوم بین جمعی از خویشان که باشی

مسموم باشی و تنت در تب بسوزد

دردش دو چندان می شود عطشان که باشی

حالا تجسم کن چه حالی داری آنجا

با یادِ میخ و سینه ای گریان که باشی

مادر میان شعله ها میسوخت میسوخت

با روضه اش ابن الرضا میسوخت میسوخت

هم گریه حیدر کرده هم زهرا برایت

هم ابتدای کودکی بابا برایت  *

هم شیعه ات آنقدر بر تو گریه کرده

قطره به قطره تا شده دریا برایت

هم که خدا دیده تدارک زیر خورشید

یک سایه با  بال کبوترها برایت

اما تنِ جدِّ غریبت زیر خورشید

این داغ را باید که از زینب بپرسید

پشت در بسته عطش بال و پرت سوخت

هم که دلت هم که تمام پیکرت سوخت

چشمان تو سمت خراسان بود انگار

دلها برای آن نگاه آخرت سوخت

تب داشتی فکر مدینه بودی آخر

عالم به ذکر وای مادر مادرت سوخت

زهرا به بالین تو آمد با قد خم

بر جسم و جان خسته ات گردید مرهم

این چشمها بی اشکها لطفی ندارد

بی گریه بر آل عبا لطفی ندارد

دنیا خدا داند برای لحظه ای هم

بی اهل بیت مصطفی لطفی ندارد

پای تمام روضه ها بودیم اما

بی روضۀ کرببلا لطفی ندارد

امشب که غمگینِ جواد ابن الرضاییم

یک بارِ دیگر روضه خوان کربلاییم

ای وای از آن وقتی علمدارت نباشد

ای وای اگر غم دست بردارت نباشد

سخت است بین عده ای بیگانه باشی

اما به همراهت کس و کارت نباشد

وقتی که سرها روی نی ها شد نمایان

ای کاش روی نی سرِ یارت نباشد

ختم کلامِ منبرِ روضه حسین است

یعنی نمک در آخر روضه حسین است

شاعر:
 مهدی مقیمی

اشعار شهادت امام جواد(علیه السلام)

چه ظلم بود که در حق تو روا کردند

ببین که حق نمک را چطور  ادا کردند

به دست همسرِ تو زهر را به تو دادند

چنان امام حسن بر تو هم جفا کردند

برای آنکه صدایت به گوششان نرسد

به پشت در همه با هم سر و صدا کردند

دعا برای کنیزان همیشه کارت بود

برای آنکه دهی جان همه دعا کردند

جفا و ظلم در این حد شنیدنش سخت است

به روی بام ، تو را برده و رها کردند

نشست بر بدنت سایۀ کبوترها

در آفتاب نسوزد تنت ، چها کردند

پرنده ها که رسیدند از همان بغداد

مسیر روضۀ ما سمت کربلا کردند

رها شدی به روی بام خانه ات اما

کجا دگر سرتان را به نیزه ها کردند

سلام عالمیان بر مُقَطَعُ الاعضاء

کجا نُسوجِ تنت را جدا جدا کردند؟

کجا بگو تو، که با نعل تازه با مرکب

به روی مصحف جسمت برو بیا کردند

به پیکر تو جسارت شده ولی آیا

تن تو را به نوکِ چکمه جابجا کردند؟

شاعر:
مهدی مقیمی

اشعار شهادت امام جواد(علیه السلام)

بردار  از  خاک  کف حجره سرت را

از بی کسی کمترصدا کن مادرت را

اینجا جواب ناله هایت نیشخند است

اصلاً نمی فهمند  چشمان  ترت را

آه جگر سوزت امانت را بریده

اتش زدی با سرفه ات دوروبرت را

حتی  توان  ایستادن  هم  نداری

قوّت نداری وا کنی بال و پرت را

باید که تنها در غریبی بگذرانی

در خانه ی خود لحظه های آخرت را

در پیش رویت آب را روی زمین ریخت

می بینی آقا دشمنی همسرت را ؟

شاعر:
محمدحسن بیات لو

اشعار شهادت امام جواد(علیه السلام)

ممنون عنایت تو هستم…خیلی

مدیون ولایت تو هستم…خیلی

"آقا" تو بهتر از همه می دانی...

دلتنگ زیارت تو هستم…خیلی

***

ما در غم و محنت تو گفتیم...حسین

با گریه به غربت تو گفتیم...حسین

وقتی که شنیدیم تو هم...لب تشنه...

در اوج مصیبت تو گفتیم ...حسین

***

با یاد شما به شور و شینم...هر شب

دلتنگ حریم کاظمینم...هرشب

در فکر غریبی تو هستم...هر روز   

گریه کن روضه ی حسینم...هرشب

شاعر:
سید مجتبی شجاع

اشعار شهادت امام جواد(علیه السلام)

لب تشنه ز عمق جگرش می گفت : آه

می سوخت به ظلمت غریبی چون ماه

شد ورد لبش لحظه ی آخر ، ناگاه

لا یوم کیومک ابا عبدالله

شاعر:
محمد مبشری

اشعار شهادت امام جواد(علیه السلام)

تویی که جود و عطا بر امام ها داری

چقدر لطف و سخاوت برای ما داری؟!

جواد فاطمه ارث از کریم او بردی

غریب خانه شدن را ز مجتبا داری

اگر که زهر زمینت زده است، می دانم

به سینه مثل حسن داغ کوچه را داری

صدای هلهله و رقص و پایکوبی ها

نمی گذاشت بگویی به دل چه ها داری

شرار زهر لبت را چقدر خشکانده!

به حجره روضه ی عطشان کربلا داری

تنت رها شده است پشت بام خانه، بناست

سه روز روضه ی ارباب را به پا داری

سلام ای تن بی سر، سر بدون بدن

چرا درون تنور و به نیزه جا داری؟

تو روی نیزه حواست به عمه ها بوده

تو سایه بر سر بی سایبان ما داری...

شاعر:
امیر عظیمی

افزودن یک دیدگاه جدید

Fill in the blank.