اشعار ولادت امام جواد

میلاد امام جواد,اشعار ولادت امام جواد,شعر امام جواد برقعی,شعر کوتاه شهادت امام جواد,شعر توسل به امام جواد,شعر کوتاه ولادت امام جواد,شعر در مورد امام جواد کودکانه,شعر مدح امام جواد,شعر مصیبت امام جواد سازگار,دوبیتی مدح امام جواد
اشعار ولادت امام جواد

یک نت ـ اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

عباس میرخلف زاده

شب شبِ عشقه همه دنيامه ، دنيامه ٣
مثل امام رضا كَرَم داره ، آقامه ٣

عشق همه مردم ايرانه
مثل باباش خداي

براي ما روحه و ريحانه
دردونه ي حضرت سلطانه

جووونيم ، فداي ، جوونه سلطانه
به فداي آقا ، جان سنه گوربانه

يا جواد ابن الرضا
يا كريم ابن كريم

گلپسر حضرت زهرايي ، آقايي ٣
پناه و دلخوشيه ماهايي ، آقايي ٣

رو سر نوكرا بكش دستي
با تو نميشه راهي بُن بَستي

خوش به حال امام رضا كه تو
عليه اكبر آقام هستي

جووونيم ، فداي ، جوونه سلطانه
به فداي آقا ، جان سنه گوربانه

يا جواد ابن الرضا
يا كريم ابن كريم

از زبون نوكراتون ميگم ، آقاجون ٣
يه كربلا بده به ما امشب ، عيديمون ٣

ايشالا كه امسال باشه آقا
سالِ ظهوره مهديِ زهرا

بزودي مثل كاظمين ميشه
بقيع به كوريه سعودي ها

جووونيم ، فداي ، جوونه سلطانه
به فداي آقا ، جان سنه گوربانه

يا جواد ابن الرضا
يا كريم ابن كريم

اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

استاد حاج غلامرضا سازگار

سر تا به قدم آینۀ حسن خدایی  
کارش ز همه خلق جهان عقده‌گشایی  

جان همگان در قدمش باد فدایی  
جود آمده بر درگه او بهر گدایی  

در وسعت ملک ازلی نور ببینید
ای چشم بد از ماه رخش دور! ببینید!

ای ماه رجب بوسه بزن بر سر و رویش  
ای مهر ببر سجده به خاک سر کویش  

ای لیلۀ قدر این تو و این طرۀ مویش  
ای خلق خدا روی بیارید به سویش

این باب کرم، باب دعا، باب مراد است  
والله جواد است جواد است جواد است  

ای چشم رضا محو تماشای جمالت  
جبریل، پرش سوخته در سیر کمالت  

خورشید بَرَد سجده به ایوان جلالت  
میراث محمّد شرف و خُلق و خصالت  

بالیده رضا لحظه‌به‌لحظه به وجودت  
مشهورتر از کل امامان شده جودت  

داده‌ست خداوند به فضل تو گواهی  
در کودکی‌ات سینه پر از علم الهی  

دادی خبر از ابر و هوا و یم و ماهی  
مأمون که نبودش به درون غیر سیاهی  

گویی که شراری شد و یکباره برافروخت  
در آتش بغض و حسد و کینۀ خود سوخت  

در سن طفولیتت ای عالِم عالَم  
علم ازل و علم ابد بود مجسم  

زانو زده در محضر تو زادۀ اکثم  
نه زادۀ اکثم که تمام علما هم

تا زنگ ز آینۀ دل‌ها همه شوید  
قرآن به زبان تو سخن گفته و گوید...

اشعار ولادت امام جواد علیه السلام
    
استاد حاج غلامرضا سازگار

شادی كل عباد است عباد است عباد
فتح ابواب مراد است مراد است مراد

شادی و شور، جهاد است جهاد است جهاد
عید میلاد جواد است جواد است جواد

مظهر عفو رحیم است رحیم است رحیم
كه كریم ابن كریم است كریم است كریم

حبّذا شمس ولایت قمرت بخشیدند
بصر نوری و نور بصرت بخشیدند

قرص خورشید به وقت سحرت بخشیدند
خود جوادی و جواد دگرت بخشیدند

گشته از فیض گلت بیت ولایت گلشن
دیده‌ات باد به دیدار محمد روشن

این پسر مظهر حسن احد دادگر است
این پسر خلق زمین را و زمان را پدر است

این پسر همچو پدر بضعة خیرالبشر است
این پسر از همه خوبان جهان خوب‌تر است

این  پسر هستِ رضا هستِ رضا هستِ رضاست
همچو قرآنِ محمد به سر دستِ رضاست

این جواد است كه جود آمده جود از كرمش
خواهد ار جود كند ظرف وجود است كمش

جود آرد همه شب سجده به خاك قدمش
ماه و خورشید بود گرم طواف حرمش

هر طرف روی كند باز مه محفل ماست
حرمش كعبه جانها به حجاز دل ماست

حامد خالق و دردانۀ محمود است این
به جمال ازلی شاهد و مشهود است این

کنز مخفی ابد را در مقصود است این
گوهر هشت سپهر كرم و جود است این

صاحبان كرم و جود جوادش گویند
كعبۀ اهل دل و باب مرادش گویند

ای به هر لحظه دو صد جان و سرم قربانت
نیست چیزیم که گویم، هنرم قربانت

جان چه قابل كه ز جان خوب‌ترم قربانت
پدرت گفت كه جان پدرم قربانت

تو به تن روح و به سر شور و به دل آرامی
رضوی روی، علی خوی و محمد نامی

كل هستی چو كف دست به پیش نظرت
دو مطیعند و غلامند، قضا و قدرت

هر كجا پای نهی علم بود پشت سرت
پور اكثم زده زانوی تلمّذ به برت

به خدایی كه تو را داده چنین جاه و مقام
تو ولی نعمت مایی و امام ابن امام

پور هارون ستمگر چو مقام تو شناخت
رنگ از چهره، قرار از دل و هوش از سر باخت

آتشی بود كه در شعلۀ نور تو گداخت
گوئیا قلب ورا نطق تو از كار انداخت

خبری تازه ز اسرار الهی گفتی
از هوا و مه و ابر و یم و ماهی گفتی

ای وجود تو همه شاهد یكتایی تو
قلم صنع كند فخر به زیبایی تو

ماه حیرت زدۀ حسن تماشایی تو
زنده هر مرده دل از فیض مسیحایی تو

رضوی ماه رضا جلوۀ تو در دل ماست
دست ما خالی و جود تو همه حاصل ماست

كیست تا چون تو به یك قطره دو دریا بدهد
به گدا بیشتر از ثروت دنیا بدهد

با كلامش همه را شهد مصفا بدهد
حرز مادر را بر قاتل بابا بدهد

ای هماره كرم و جود و عطا زندۀ تو
جود كن جود كه جود است برازندۀ تو

من كیم خاك گدایان سر كوی توام
خالی ام از همه و پر ز هیاهوی توام

تشنه‌ام تشنه ولی تشنه لب جوی توام
میثم بی سر و پایم كه ثنا گوی توام

گر چه قابل نبود دم زدنم وقف شماست
قلم و طبع و زبان و سخنم وقف شماست

 
اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

استاد حاج غلامرضا سازگار

ای گدای درگه احسان تو جود و کرم
زآسمان بذل تو باریده اختر چون درم

عاشق روی تو را در دل هزاران مهر نور
سائل کوی تو را صد آسمان جاه و حشم

اصل دین خیرالوری کهف التقی بدرالدجی
جان حق نور الهدی ابن الرّضا خیرالامم

مهر و ماهت وام بگرفته است از نور جمال
اخترانت سجده آوردند بر خاک قدم

هم سما مرهون لطف بی زوالت هم زمین
هم عرب مدیون جود بی مثالت هم عجم

هم جوادبن جوادبن جوادی وقت جود
هم کریم بن کریم بن کریمی در کرم

نکته ای پرسید مأمون در جوابش رازها
گفتی از ابرو و هوا و ماهی و امواج و یم

پور، اکثم پیش لطفت از خجالت گشت لال
خواست خود را افکند از شرم در چاه عدم

در سنین کودکی از سوی حق بودی امام
همچنان عیسی که در گهواره زد از وحی، دم

دامن ریحانه از مهر رخت دریای نور
عاشر ماه رجب از احترامت محرتم

دم به دم باید زاشک شوق خود گیرم وضو
تا زخون دل زنم بیتی در اوصافت رقم

ای چراغ و چشم ده معصوم ای نور نهم
زادۀ هشتم امام و هفت گردونت خدم

ای زششسو پنج حس و چار ارکان و سه روح
در دو گیتی زامر یکتا با نظافت منتظم

گر چه سر تا پای جرمم، تا مرا یاری چه باک
گر چه پا تا سر گناهم، تا تو را دارم چه غم

کیست مثل تو که در طفلی زسرداران علم
علم او گیرد فزونی نام او گردد عَلَم

با هزاران حلَ مشکل در سنین کودکی
ریختی یکباره وضع قصر مأمون را به هم

مور اگر حکم از تو گیرد سلیمان وجود
تاج بستاند زمأمون، سلطنت از معتصم

مهر و مه دوآیتند از مصحف رخسار تو
زان، خدا بر این دو آیت خورده در قرآن قسم

سرزمین مکه را بر کاظمینت التجا
چار ارکان حرم را چار دیوارت حرم

آن که در راه تو از جان و تن خود نگذرد
هم به جان کرده جفا و هم به تن کرده ستم

جود تو جود خدا و لطف تو لطف خدا
یا جواد الاولیا ای مظهر الله اتم

هر که هستم هر چه هستم هستیم مهر شماست
با همین روی سیاه و دست خالی پشت خم

تو همان جان وجودی ما همان جسم ضعیف
ما همان تاریکی محض و تو خورشید قدم

ای همه خورشید عالم تاب بر ما هم بتاب
وارهان از تیرگی ونور کن سر تا قدم

مهر رخسار تو نور محض و چشم ما ضعیف
جود و احسان تو بیش از بحر و ظرف ماست کم

هم به تو محتاج از صبح ازل فضل و کمال
هم زتو پاینده تا شام ابد علم و حکم

هر که شد ظرف وجودش خالی از مهر شما
پر شود از آتش خشم خداوندش شکم

نار با تو می شود رشک گلستان خلیل
خلد بی تو خانۀ درد و غم و رنج و الم

با وجود آن که از اعمال، دستم خالی است
از ازل دانسته ام مهر شما را مغتنم

دین من عشق شما، آئین من مهر شماست
گو که سازد دشمن کافر به کفرم متّهم

با تولاّی توام دیگر به این و آن چه کار
آن که را باشد صمد کاری نباشد با صنم

می فروشم تا صف محشر به آب خضر ناز
گر رسد بر کام جانم از یم جود تو نم

جود تو بر جود و احسان و کرم داد آبرو
مهر تو وحدت دهد بر گرگ و چوپان و غنم

نقش پای زائرت در دیدۀ (میثم) بود
بهتر از ملک عجم تابنده تر از جام جم

اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

بابک امامی

دوباره واشده درای رحمت
تمومه‌وبه سر رسیده ظلمت

فرشته ها میگن رسیده بازم
یه احمدی‌روی‌وعلوی‌صولت

انت الجواد و انا البخیل
هستم‌به‌قنداقه‌ی‌تودخیل

جود و کرم شما بی بدیل
آقام آقام آقام آقام
___________
امشب‌آذین‌بندی‌شده‌کهکشان
داره میرسه صدای قدسیان

حوروملک‌ میخونن با شیعیان
چشم‌ودلت روشن‌شاه‌خراسان

اومده اونکه معنی جوده
مثلش تو دنیاکسی‌نبوده

عشقش‌دل‌ازاین‌دلم‌ربوده
آقام آقام آقام آقام
___________
گذشته‌شادی‌ملائک‌ازحد
گل‌ امید و آرزو ها سر زد

پیچیده‌توی‌آسمون‌این‌ندا
برادر رقیه‌خاتون(س)اومد

روی‌ماهت‌طعنه‌زدبه‌مهتاب
طاق دو ابروی توئه محراب

خوش اومدی‌گل پسر ارباب
آقام آقام آقام آقام
___________
یا علی مدد
 
 
اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

امیر عباسی

میلاد جان جانان،خورشید نورِ ایمان
خدا از لطف و رحمت،پسر داده به سلطان

ذکر ما بی حدّ و بی عدد
یا جوادَ الائمّه مدد
یا جوادَ الائمّه مدد...

جشن بابُ المراده،که آقام خیلی ‌شاده
بر لب اهل جنّت،یا رضا یا جواده

میشه حاجات سائل رَوا
اومده دنیا ابن الرضا
یا جوادَ الائمّه مدد...

با ذکر و حمد و کوثر،به عشق دل و دلبر
میگن اهل دو عالم،جانم یا علی اصغر

خوشحالن زهرا و بوتراب
اومد گل حسین و رباب
علی اصغر اِی جانِ حسین...

 اشعار ولادت امام جواد علیه السلام
  
علی تقی پور

بند اول۱

دلا هم صدا شده
حاجتا روا شده
مقدمت آقا

برده هر چی که دله
خدا هم میده صله
امشب به ماها

دلم روونه مشهده و
راهی باب الجواده
همه حاجتامونو آقا
به خدا همون جا داده

(یابن فاطمه آقام جواد
باب المراده)

بند دوم۲

شب مستی و جنون
شب هر پیر و جوون
شب میلاده

میپاشن نقل و نبات
رولبائه صلوات
دلامون شاده

خنده نمی افته از لباش
کارشه فقط دلبری
باباش میگه قوربنت برم
شبیه علی اکبری

(یابن فاطمه آقام جواد
باب المراده)

بند۳

اومده آقام جواد
اونیکه میده مراد
یابن فاطمه س

معدن جود وصخاست
باعث صدق وصفاست
یابن فاطمه س

نصیب دلای ماشده
موسم جشن وسروری
بانگاه لطف آقامون
غم میره میاد مستوری

(یابن فاطمه آقام جواد
باب المراده)

اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

عباس میرخلف زاده

دل ، خندونه ، بارونه ، رحمت اين ، شبا فراوونه ٢

بازم از ، تو بهشت ، نعمتِ خيلي فراوون اومده
فطرس با ، پر سوخته بازم ، به زير بارون اومده
امشب تو ، مدينه ، همه صف، كشيدن عيدي ميگيرن
ماشاءَ ، الله ميگن ، پسرِ شاه خراسون اومده

اِي والله ، به خيرِ قدمش
اِي والله ، به جود و كرمش
اِي والله ، به صحن و حرمش...

مولا يا جواد ابن الرضا....

دل ، آشوبم ، محبوبم ، توكه خوب ، باشي منم خوبم ٢

چي از دنيا ميخوام ، آخه تو ، تمومِ دنياي مني
غوغاي ، دو سرا ، كه تو اعجاز مسيحاي مني
خوشبختْ اونيه كه جَوونيش خرج شما باشه آقا
بَه بَه بَه ، بخدا ، كه عليْ اكبرِ آقاي مني

اِي والله ، به خيرِ قدمش
اِي والله ، به جود و كرمش
اِي والله ، به صحن و حرمش...

مولا يا جواد ابن الرضا....

دل ، مستوره ، پُر شوره ، چون باتو، كرب و بلام جوره ٢

حرف دي ، روز و اِم ، روز نبوده آقاجون از قديمه
هر چي دا، رَم آقا ، بخدا از تو همين نوكريمه
لطفي كه ، كرده اي ، تو به من، والله كه مادر نكرد...
هر چي من ، روسيام ، بخدا كه ارباب من كريمه

اِي والله ، به شاه عالمين
اِي والله ، به عشق زينبين
اِي والله ، به زوّار حسين ...

اربابم حسين ابن علي

اشعار ولادت امام جواد علیه السلام   

امیر عباسی

یا حضرت زهرا،عیدی بده بر ما...

به مردمِ عالَم،حُسنُ القَضا آمد
گلِ گلستانِ،امام رضا آمد

جوادِ آلُ الله،عزیزِ پیغمبر
آیینه ای روشن،از سورهٔ کوثر
یا حضرت زهرا،عیدی بده بر ما...

رجب مزیّن شد،به ماهِ رخسارش
ملائکه مشتاق،بر فیضِ دیدارش

رئوف اهلُ البِیت،چون گل کند بویش
گلبوسهٔ بابا،بِنشَسته بر رویش
یا حضرت زهرا،عیدی بده بر ما...

بیتُ الحسین امشب،گردیده زیباتر
از نورِ روی چون،ماهِ علی اصغر

گنجینه ی حق را،چون دُرّ ناب است این
عزیز ثارالله،گل رباب است این
یا حضرت زهرا،عیدی بده بر ما...

    
اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

سید حمید رضا برقعی

با حضورت ستاره ها گفتند

نور در خانه ی امام رضاست

کهکشان ها شبیه تسبیحی

دستِ دُردانه ی امام رضاست

**مثل باران همیشه دستانت

رزق و روزی برای مردم داشت

برکت در مدینه بود از بس

چهره ات رنگ و بوی گندم داشت

**

زیر پایت همیشه جاری بود

موج در موج دشتی از دریا

به خدا با خداتر از موسی

بی عصا می گذشتی از دریا

**

با خداوند هم کلام شدی

علت بُهت خاص و عام شدی

«کودکی هایتان بزرگی بود»

در همان کودکی امام شدی

**

رزق و روزی شعر دست شماست

تا نفس هست زیر دِیْن توایم

تا جهان هست و تا نفس باقی است

ما فقط محو کاظمین توایم

**

من به لطف نگاهت ای باران

سوی مشهد زیاد می آیم

دست بر روی سینه هر بار از

سمت باب الجواد می آیم

 
اشعار ولادت امام جواد علیه السلام
 
شاعر: غلامرضا سازگار

امشب به شبستان ولایت قمر آمد
خورشید جمالات خدا جلوه‌گر آمد

 طوبـای تمنـای رضـا را ثمـر آمد
 در بیت رضا بـاز رضای دگـر آمد

 میـلاد جـواد‌بـن جـوادبـن جـواد است
 این باب مراد است مراد است مراد است

 ****
 خیزید که امشب شب شادی و سرور است
 خیزیـد کـه میــلاد تجلیگــه نــور است

 هر لحظه هزاران شب شوق و شب شور است
 از پـا ننشینیـد شـب صبـح ظهــور است

 رخسـار خداونـد، عیان آمده امشب
 یا باز، محمّد به جهان آمده امشب؟

 ********
این موهبت و لطف خداداد، مبارک
بر آل محمّـد شـب میـلاد، مبارک

 این عید بود بر همه اعیاد، مبارک
 میـلاد جـوادبـن‌رضا بـاد، مبارک

 جود و کرم و لطف حق آغاز شد امشب
 قرآن به روی دست رضا باز شد امشب

 ********
سـر تـا بـه قدم آینـۀ حسن خدایی
 کارش ز همه خلق جهان عقده‌گشایی

 جان همگـان در قـدمش باد فدایی
 جود آمـده بـر درگـه او بهـر گدایی

 در وسعـت ملـک ازلـی نـور ببینید
 ای چشم بد از ماه رخش دور! ببینید

 ********
ای ماه رجب بوسه بزن بر سر و رویش
 ای مهر ببـر سجده به خاک سر کویش

 ای لیلۀ قـدر این تـو و این طرۀ مویش
 ای خلـق خـدا روی بیـارید بـه سویش

 این باب کرم، باب دعا، باب مراد است
 والله جواد است جواد است جواد است

 ********
ای چشم رضا محـو تماشای جمالت
 جبریل، پرش سوخته در سیر کمالت

 خورشید بـرد سجده به ایوان جلالت
 میراث محمّد شرف و خُلق و خصالت

 بالیده رضا لحظه‌به‌لحظه به وجودت
 مشهورتر از کـل امامان شده جودت

 ********
 داده است خداوند به فضل تو گواهی
 در کودکی‌ات سینـه پـر از علـم الهی

 دادی خبـر از ابـر و هوا و یم و ماهی
 مأمون که نبودش به درون غیر سیاهی

 گویی که شراری شد و یکباره برافروخت
 در آتش بغض و حسد و کینۀ خود سوخت

 ********
 در سن طفولیتت ای عالِم عالَم
 علم ازل و علـم ابد بود مجسم

زانو زده در محضر تو زادۀ اکثم
 نه زادۀ اکثم که تمام علما هم

 تـا زنگ ز آینـۀ دل‌هـا همه شوید
 قرآن به زبان تو سخن گفته و گوید

 ********
 من سائل لطف و کرمت بودم و هستم
 هرجا که روم در حرمت بودم و هستم

 یک قطرۀ کوچک ز یمت بوده و هستم
 موری سـر خاک قدمت بودم و هستم

 با آن که گناهم را دانستی و دانی
 آنی ز دل خویش نراندی و نرانی

********
 هرچنـد کـه دائم خجلم از گل رویت
 سوگند بـه رویت نـروم از سـر کویت

 امـروز دگـر گشتـم ریـگ تـه جویت
 ای لطف و کرم عادت و احسان همه خویت

 تنها نه ز رأفت به روی دوست بخندی
 بر دشمن خـود هم در این خانه نبندی

 ********
 من شاخۀ خـاری به گلستان شمایم
 هرجا بنشینم بـه سـر خوان شمایم

 یک عمر نمک‌گیـر نمکدان شمایم
 از لطف شمـا نیـز ثنـاخوان شمایم

 ای چشم تـو چشم کـرم و لطف الهی
 باشد که به «میثم» کنی از لطف نگاهی

اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

محمد جواد پرچمی

نشسته‌ام بنویسم گدا نمی‌خواهی؟
میان خانه‌ی خود بینوا نمی‌خواهی؟

نشسته‌ام بنویسم کریم یعنی تو
کریم‌زاده تو حاجت روا نمی خواهی

شنیده‌ام که عطایت زبانزد همه است
نیازمند برای عطا نمی‌خواهی

به خاک تیره اگر بنگری طلا گردد
تو علم و معجزه و کیمیا نمی‌خواهی

قسم به روی شما خوب می‌شوم آقا
فقط بیا و نگو که مرا نمی‌خواهی

منم اسیر نگاه پر از عطوفت تو
ن از نگاه تو خواندم شما نمی‌خواهی...

... که من جدا شوم از تو؛ وَ خوب دانستم
که می‌کنی ز محبّان خود هواخواهی

هرآنکه بسته به چشمت دخیل سیّدنا
نشسته روی پر جبرئیل سیّدنا

من آمدم که بگویم به تو سپاسم را
و جمع می‌کنم این بار من حواسم را

که تا دگر نبرم یأبنَ فاطمه هرگز
به غیر کوی شما دست التماسم را

برای آنکه بیایم به محضرت آقا
روا بُود که مرتّب کنم لباسم را

برای جلب نظر از شما بسوی خودم
من استفاده کنم عطر ناب یاسم را

میان آیِنه‌کاری چنان شدم تکثیر
هزار مرتبه دیدم من انعکاسم را

به غیر نان شما که نخورده ام هرگز
ببین زبان و دهان نمک‌شناسم را

میان دغدغه ها عطر عاشقی آید
فرو نشاند در این دل غم و هراسم را

دلم کنار شما خانه در فلک دارد
جواد فاطمه نامت عجب نمک دارد

برای ذات خداوند امتدادی تو
دوباره نور خدا را به سینه دادی تو

زمینِ مُرده‌ی مردم دوباره احیا شد
از آن زمان که بر این خاک پا نهادی تو

تجلّی نبی و حیدر و حسین هستی
که با تهاجم هر فتنه در جهادی تو

تو از مریضی هر شیعه غصّه می‌خوردی
ز شادمانی دلهای شیعه شادی تو

تمام جود خدا را اگر کنم تفسیر
رسم دوباره به نامت ز بس جوادی تو

نثار روی تو خواندم وَ أن یَکادم را
به عالمی ندهم ذکر یا جوادم را

به پیش نام شما پا شدم خدا را شکر
دوباره مست تولّا شدم خدا را شکر

من از ولایت ‌تو آبرو گرفتم پس
کنار نام تو آقا شدم خدا را شکر

از آن قدیم که مهر تو در دلم افتاد
مقیم عالم بالا شدم خدا را شکر

تو در نهایت اکرام و من تُهیدستم
مقابل تو تمنّا شدم خدا را شکر

هزار مرتبه مُردم ز دیدن رویت
هزار مرتبه احیا شدم خدا را شکر

تو در کرانه‌ی یا ربّنای من هستی
من از دعای تو دریا شدم خدا را شکر

من از علاقه و عشقت به مادرت زهرا
مُحبّ حضرت زهرا شدم خدا را شکر

هزار غبطه به پای نگات می‌ریزم
تمام عمر خودم را به پات می‌ریزم

من از نگاه مدامت دوام می‌گیرم
ولایت از سخنان امام می‌گیرم

به خاک میکده من سر فرود آوردم
فقط ز دست کریم تو جام می‌گیرم

من آنقَدَر به شما می دهم سلام آقا
که آخر از تو عَلَیکَ السّلام می‌گیرم

اگرچه بال و پرم زخمی از زمانه شده
من از دوای شما التیام میگیرم

کبوترم که شدم جلد گنبد زرّین
فقط پر از سر این برج و بام می‌گیرم

به سنگ‌فرش حریم تو می‌کشم دستم
تبرُّکاً در بیت الحرام می‌گیرم

تو رتبه ای بده تا خاک پایتان باشم
چه خوب پیش شما من مقام می‌گیرم

غلام هیچکسی جز شما نخواهم شد
گدای کس به جز إبن الرّضا نخواهم شد

تو آمدی که شوی قبله‌گاه مردم ما
تو آمدی شده دلشاد امام هشتم ما

تو آمدی که رود غم ز سینه ها دیگر
 تا همیشه بماند به لب تبسّم ما

تو آمدی که به مردم نشان دهی حق را
فقط صفا بنویسی بر این تلاطم ما

من و دلم به تو سوگند عاشقت هستیم
محبّت تو بُود باعث تفاهم ما

تو آمدی که شوی با گدات همسفره
که نان جو بخوری جای نان گندم ما

کنار حضرت معصومه یادتان کردم
چه وقت بهر زیارت تو می‌روی قمِ ما؟

دلم دوباره به یادت به شور و شین آمد
به سر هوای پریدن به کاظمین آمد

امیر هر دو سرا یا جواد ادرکنی
نظر نما به گدا یا جواد ادرکنی

ه حقّ مادرتان فاطمه قسم آقا
بخر مرا ز وفا یا جواد ادرکنی

خدای جودی و جود خدای منّانی
به سائلت کن عطا‌ یا جواد ادرکنی

طواف کوی تو برتر بُود ز بیت‌الله
قسم به سعی و صفا‌‌ یا جواد ادرکنی

رود به سوی بهشت خدا هر آنکس که
تو را نموده صدا یا جواد ادرکنی

فقط ز راه ولای تو یا ولیَّ الله
روم بسوی خدا یا جواد ادرکنی

نشسته‌ام که بگیرم برات رفتن خود
به شهر کرب و بلا یا جواد ادرکنی

تویی تو زاده‌ی شمسُ الشّموس یا مولا
علیّ اکبر سلطان طوس یا مولا

نشسته مرد غریبی کنار گهواره
کنار گریه‌ی بی اختیار گهواره

رضا نشسته بخواند نوای لالایی
برای کودک زیبا عُذار گهواره

چقدر شب به سحر درد و دل کند با این
گلی که شد همه باغ و بهار گهواره

چقدر طعنه شنیده ز دیر آمدنت
چقدر سخت گذشت انتظار گهواره

دوباره صحبت گهواره و نوای لالایی
دوباره مرثیه‌ی شیرخوار گهواره

میان هُرم عطش مادری صدا می‌زد
بخواب کودک دل بیقرار گهواره

امان ز اشک رباب و غم علی اصغر
چه بد شد عاقبت آن روزگار گهواره

نشد که لب بزند کودکش به آب ای وای
نشد که قد بکشد کودک رباب ای وای

 
اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

استاد سید هاشم وفایی

باز گل وا شده و دهر گلستان شده است
گلبن عشق شکوفا و گل افشان شده است

با نسیم سحری عطر بهار آمده است
چمن حسن پر از لاله و ریحان شده است

باز کن پنجره را صبح وفا سر زده است
نهمین مهر جهانتاب نمایان شده است

مهبط وحی خدا، شهر پر از نور رسول
از تجلای همین مهر چراغان شده است

آفرینش شده از شوق تماشاکده اش
چشم هستی به رخش واله و حیران شده است

آری این آینۀ نور جواد است کز او
آسمان مثل زمین آینه بندان شده است

یک نظر کرد به او شمس ضحی ناگه دید
جلوۀ او به هزار آینه تابان شده است

همره زمزمۀ خواب و زلال اشکش
شادی شمس ضحی باز دو چندان شده است

بضعۀ پاره تن اشرف انسان ها اوست
هرکه در مکتب او آمده انسان شده است

پور موسی است که انوار  خداوندی او
باعث حیرت صد موسی عمران شده است

نه همین کور شفا یافته از حضرت او
دردها با نگه اوست که درمان شده است

سائلان حرم عشق کریم آمده است
آن که از جود و کرم شهرۀ دوران شده است

آسمان دید که با جوشش دریای کرم
ساحل جود پراز لؤلؤ و مرجان شده است

پور اکثم به خداوند که حیرت زده از
پاسخ مسأله هایی است که عنوان شده است

جز خدا کیست که آگه بُود از منزلتش
قدر او در دل هرکس که فروزان شده است

چون کند شکر«وفائی» که ز فیض نگهش
آبرومند دراین عالم امکان شده است

 
اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

حاج امیر عباسی

در آسمانها محفل شادی به پا شد
که جشن میلاد جواد بن الرضا شد

آمد به دنیا ، محبوب دلها
جان و جهان و ، هستی بابا

این گل گل زیبای فردوس برین است
عیدی ما دست امام هشتمین است

بادا مبارک مقدم فرزند زهرا

******
باشد قسم بر شادی دلهای عاشق
او واسطه بر رحمت حق بر خلایق

خیر العباد است ، باب المراد است
ما سائلیم و ، او هم جواد است

ما ذرّه ای در آسمان کاظمینیم
ما سائلان آستان کاظمینیم

بادا مبارک مقدم فرزند زهرا

******
باید گرفتاران این عالم بیاییند
بر درگه این خانواده رو نمایند

در عرش لطف و ، رحمت مقیمند
اینان جوادند ، اینان کریمند

خلق دو عالم رعیت و اینان امیرند
دستان ِ هر افتاده از پا را بگیرند

بادا مبارک مقدم فرزند زهرا

******
این غنچه ای که روی دست باغبان است
سوّم علی از نسل ثاراللهیان است

دل محو رویش ، روی نکویش
گلبوسه های ، بابا به رویش

خورشید و مهتابم علی اصغر خوش آمد
دلبند اربابم علی اصغر خوش آمد

بادا مبارک مقدم فرزند زهرا

******
یا رب به حقّ این دو مولود خدایی
این دو گل زیبای باغ هل اتایی

روزی ما کن ، عرش خدا را
هم کاظمین و ، هم کربلا را

ما جان نثار و جانفدای اهل بیتیم
ما خاکیان ، خاک سرای اهل بیتیم

بادا مبارک مقدم فرزند زهرا

 
اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

حاج امیر عباسی

خنده بر روی لب اهلِ ولا مبارکه

جشنِ میلاد جواد بنُ الرضا مبارکه

این خجسته جشن ِ میلاد

تهنیت باد تهنیت باد

ای عزیز مرتضی مولا جواد بنُ الرّضا

******

دیده ی عشّاق ِ آل مصطفی گردیده تر

چونکه در ماهِ رجب ماهِ رضا شد جلوه گر

این خجسته جشن ِ میلاد

تهنیت باد تهنیت باد

ای عزیز مرتضی مولا جواد بنُ الرّضا

******

ای محبین با نوای یا رضا و یا حسین

وعده ی دلدادگان هم کربلا هم کاظمین

این خجسته جشن ِ میلاد

تهنیت باد ، ای عزیز مرتضی مولا جواد بنُ الرّضا

******

هر چه گویم از مقامات و کراماتش کم است

تاری از قُنداقه اش حبل المتین عالَم است

این خجسته جشن ِ میلاد

تهنیت باد تهنیت باد

ای عزیز مرتضی مولا جواد بنُ الرّضا

******

سائل و محتاج لطف او همه دنیا بُوَد

رزق کلّ معتکف ها دست این آقا بُوَد

این خجسته جشن ِ میلاد

تهنیت باد تهنیت باد

ای عزیز مرتضی مولا جواد بنُ الرّضا

اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

شاعر : استاد سید هاشم وفایی

ستاره سحری مژدۀ سحر می داد
فروغ صبح ز پایان شب خبر می داد

ز صحن سینۀ ما دست عاطفت از شوق
کبوتر دل ما را به عرش پر می داد

فضای شهر مدینه معطر از گل بود
شبی که گلبن باغ ولا ثمر می داد

مگر نسیم ز باغ بهشت آمده بود
که بوی ناب گل وسبزه های تر می داد

سحاب رحمت حق بر مدینه سایه فکند
خدا به حجت خود کوثری دگر می داد

فلک به یمن قدومش ستاره باران بود
خدا به شمس سپهر ولا قمر می داد

زدیدگان پدر اشک شوق جاری بود
شبی که بوسه به رخسارۀ پسر می داد

برای خلق گنهکار در شب میلاد
خدا به نخل شفاعت دوباره بر می داد

نهم سپهر ولایت جواد اهل البیت
کریم بود و به هر بینوا گهر می داد

هنوز کعبه شهادت دهد بدان محفل
هرآن که مسئله پرسید از او نظر می داد

دلم گرفته چه می شد اگر خدا یک شب
چنان نسیم به کویش مرا گذر می داد

چه عقده ها که« وفایی» زدل نمی شد باز
به ما اگرکه خدا برگۀ سفر می داد

اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

حسن لطفی

باز شبیهِ شبِ بارانی‌ام
زاده‌یِ دریایم و طوفانی‌ام

مثلِ اویس از قَرَن آواره‌ام
در پِیِ یارانِ خراسانی‌ام

عاشقی‌ام را همه فهمیده‌اند
مُهر شده مُهر به پیشانی‌ام

دستِ نسیم است سر گیسویش
دست خودم نیست پریشانی‌ام

اَبروی او نور عَلی نور شد
عاشق این طاق چراغانی‌ام

داده جنون هستی من را به باد
روز نخستی که شنیدم جواد

می‌چکد از کنج لبانم شراب
خانه‌ات آباد خرابم خراب

سنگ تراشی دل سنگم گرفت
تیشه زد و ساخت از آن دُرِّ ناب

شانه زد و یکسره دل ریخت ریخت
در خَم آن گیسویِ پُر پیچ و تاب

وای اگر دست تو اُفتد دلم
فارقم از روزِ حساب و کتاب

جاذبه‌ی محض مرا نور کن
حضرت خورشید به جانم بتاب

جذبه‌ی پیغمبرِ اُمّی جواد
ای به ابی انت و اُمی جواد

نیست فقط روز مبادا کریم
هست همه روز و شبم با کریم

یاد گرفته است که بر هیچ کس
رو نزند این دلم الا کریم

هر‌چه گره بیشترم میزند
کم شود این فاصله‌ها... تا کریم

خواهشِ ما جرعه‌ای از آب بود
داد ولی پهنه‌ی دریا کریم

بس که درِ بسته زدم خسته‌ام
باز نشد هیچ در امّا کریم...

در نزده در به رویَم باز کرد
باز هم این طایفه اعجاز کرد

فیضِ مسیحایی‌ات عیسیٰ بَرَد
دست به دامان تو موسیٰ بَرَد

از همه دل می‌بَرَد آقای ما
بیشتر از حضرت زهرا بَرَد

رویِ پَرَش لطف کن و پا گذار
رتبه‌ی جبریل به بالا بَرَد

شُکر براتِ حرم آخر رسید
ناله‌ی مجنون دلِ لیلا بَرَد

بال بده تا حرمِ کاظمین ...
با نَفَسِ وای حسینم...حسین

مثل همیشه دَمِ ایوان طلا
نام تو شد نامِ تو سوگندِ ما

نامِ تو را گفتم و باران گرفت
خیس شد از گریه‌ی ما صحن‌ها

پنجره فولاد گره باز کرد
از منِ اُفتاده به لطفِ شما

مثل همیشه دَمِ باب الجواد
حاجت ما بود که آقا رضا ...

... جان جوادت ببرم کاظمین
تا که بخوانیم به پایین پا ...

..." آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده "

وای اگر غصه‌ی مادر نبود
حالِ تو اینقدر مکدر نبود

مثلِ حسن شد جگرت ریز ریز
حیف که بالینِ تو خواهر نبود

کاش زمین آب نمی‌ریختند
حیف به جز خنده پسِ در نبود

سخت کشیدند تو را رویِ بام
وای اگر بالِ کبوتر نبود

شُکرِ خدا قسمت تو بام شد
گودی و نامحرم و خنجر نبود

خوب شد از حنجره‌ات خون نریخت
حرمله در لحظه‌ی آخر نبود

شُکرِ خدا پیشِ نگاهت زِ بام
بر سرِ نیزه سرِ اصغر نبود

شُکرِ خدا پیکرت عریان نشد
زیر سُم اسب پریشان نشد

    
اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

 رسول میثمی

آمده دلبر و نور چشـــــم رضا
وارث پاک زهـــــرا و حیـــــدر

جلوه گر شد ز بیت ولایت گلی
 نهمین نور چشـــم پیمـــــــــبر

تهنیت یا علـے موسـی الرضـــــا
شد عیان سیمـــــای ابن الرضـــا

        ((خوش آمدی ای گل فاطمه)) ۳

آسمان روشن از ماه رخسار او
شد پدر بضعـــــه پاک طاهـــــا

نور چشم رضـــــا تالی مرتضی
در دلش شعله ور عشق زهــــرا

 هر چه از لطفش بگویم کـم است
باب المـــــراد همــــه عـــــالم است

       ((خوش آمدی ای گل فاطمه)) ۳

  قبله اهل دل کاظمینش بود
ما همه سائل کویش هستیم

یا جواد الائمه بود ذکر مـــــا
 زیر باران جودش نشستیم

  با نوای یا رضا یا حسیـــــن
 وعده ما عاشقــا کاظمیـــــن

      ((خوش آمدی ای گل فاطمه)) ۳

   
اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

رسول میثمی

بر روشنی چشم پیمبر صلــوات
بر آینه جمال حیـــدر صلـــــوات

میلاد جواد مظهرجودوسخاست
نذرقدمش بخــوان مکرر صلوات

***
 یک غنچـــــه ز گلــــزار ولایت واشـــد
جشنی به مدینه باشعــــــــــف برپا شد

 او باب مراد است و گل زهرایی است
از فیض جــواد عاشــــــــقی احیـــاشد

اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

میثم مومنی نژاد

رب صل علی محمد ، محمد و آل محمد

از تبار کوثر امشب نور دیگر جلوه گر شد
پاره ی جسم پیمبر ، ضامن آهو پدر شد

جهان گلشن شده       زلبخند رضا
چه پر برکت شده      ز فرزند رضا

رب صل
جواد ابن الرضا.......  

از قدومش در جنان نهر رجب  شیرو شکر شد
رو سپید از این قمر ، شیرین زنام این پسر شد

کتاب حسن او     بهشت مردم است
که این نور دل    امام هشتم است

رب صل......
جواد ابن الرضا....  

هر سحر کوبم درت را، دست خالی،چون نسیمی
من گدای کاظمین و تو کریم ابن کریمی

دلم پر میزند     سوی باب المراد
شب عید کریم     شب جشن جواد

رب صل.......
جواد ابن الرضا.....

    
اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

حاج سیدهاشم وفایی

کوثری دگر

ستاره ی سحری مژده ی سحر می داد
فروغ صبح زپایان شب خبر می داد

زصحن سینه ی ما دست عاطفت از شوق
کبوترانه دل ما را به عرش پر می داد

فضای شهر مدینه معطر از گل بود
شبی که گلبن باغ ولا ثمر می داد

مگر نسیم زباغ بهشت آمده بود
که بوی ناب گل وسبزه های تر می داد

سحاب رحمت حق برمدینه سایه فکند
خدا به حجت خود کوثری دگر می داد

فلک به یمن قدومش ستاره باران بود
خدا به شمس سپهر ولا قمر می داد

زدیدگان پدر اشک شوق جاری بود
شبی که بوسه به رخساره ی پسر می داد

برای خلق گنه کار در شب میلاد
خدا به نخل شفاعت دوباره بر می داد

نهم سپهر ولایت جواد اهل اللبیت
کریم بود وبه هر بینوا گهر می داد

هنوز کعبه شهادت دهد بدان محفل
هرآن که مسأله پرسید از او نظر می داد

دلم گرفته چه می شداگر خدا یک شب
چنان نسیم به کویش مرا گذر می داد

چه عقده ها که «وفایی» زدل نمی شد باز
به ما اگر که خدا برگه ی سفر می داد

اشعار ولادت امام جواد علیه السلام

سید هاشم وفایی

ای دوست مراد اهل بیت آمده است
یک گل زنژاد اهل بیت آمده است

امروز تمام سائلان می گویند
میلاد جواد اهل بیت آمده است

بذر سحر
امشب که جواد قامت افراشته است
با جلوه ی خود بذر سحر کاشته است

گر غرق به نوراست زمین، شمس شموس
گلبوسه ز روی ماه برداشته است

عیدی
درمانده ام از دوست فرج می طلبم
سرخط سفر به سوی حج می طلبم

من عیدی خود را شب میلاد جواد
از درگه ثامن الحجج می طلبم

 
اشعار ولادت امام جواد علیه السلام  

حسن لطفی

دوباره سَرَم در هوایِ شماست
تمامِ دلم سر سرایِ شماست

به سویِ خدا رفتم و دیده‌ام
فقط ردِ پا ردِ پایِ شماست

خدا هم فقط از شما گفته است
گمانم خدا هم خدایِ شماست

گدایی برازنده‌یِ ایلِ ماست
برازنده بودن برای شماست

ندارد تفاوت کجا می‌رسی
که هر انتها ابتدای شماست

خیالم از این و از آن راحت است
گره‌هام دست دعای شماست

مرا پای حیدر هلاکم کنید
به عشق رضا سینه چاکم کنید

دلی دارم و خانه زادِ رضاست
فقط یاد دارد که یاد رضاست

کم اینجا ندیده برایش بد است
دلم مستحقِ زیادِ رضاست

فقط می‌نویسد رضا تا ابد
و شُکرِ خدا بی سوادِ رضاست

نجف ، کربلا رفتم و گفته‌اند
که راهش دهید از بلادِ رضاست

گره می‌خورد زندگی ام ولی
همین نا مُرادی مُرادِ رضاست

به خود آیم و باز بینم سرم
رویِ خاکِ بابُ الجوادِ رضاست

جوادش درِ بسته را باز کرد
گره‌های من را رضا باز کرد

خبر را مسیح از مسیحا شنید
خبر را زِ جبریل موسیٰ شنید

اگر گوشِ دل را دهی می‌توان
که از کعبه هم ذکر مولا شنید

زمین خشکسالی تَرک خورده بود
ولی ناگهان بویِ دریا شنید

دلِ انبیا بر دری می‌تپید
که از آن صدایِ شما را شنید

خدا خنده کرد و خدا جلوه کرد
شبی که رضا ذکرِ بابا شنید

تو هم مادری هستی و می‌شود
که از قلبِ تو نامِ زهرا شنید

فدایِ نفسهایِ بابایی‌ات
فدایِ تپش هایِ زهراییت

زِ تو کوچه‌ها تا معطر شدند
حسودانِ این شهر ابتر شدند

به کوریِ چشمان ناباوران
همه محوِ رویِ پیمبر شدند

عسل‌های کندویِ لبهای توست
گر این روزها شهد و شِکر شدند

برای تماشای لبخند توست
علی اکبری‌ها کبوتر شدند

کریمی  کرامت  جوادی و جود
چه خوش کُنیه‌هایت مکرر شدند

شبی که اذان گفت بابا همه
پُر از یادِ میلادِ اصغر شدند

خدا دید چشم پُر احساس تو
از آن ابتدا غرقِ مادر شدند

کسی را نگاهت معطل نکرد
دو دست مرا هیچ معطل نکرد

تو دریایی و در تماشا رُباب
تو در خوابی و غرقِ لالا رُباب

تو تا آمدی آبرو دادی اش
که خندید با تو به زهرا رُباب

شبیه حسینی و ماتِ تو اند
همه دورِ گهواره حتی رُباب

تو ذات بزرگی و جایت بلند
تو را داده بر دوشِ سقا رُباب

تبسم کن و خیمه را شاد کن
بیا زنده کن عمه را با رُباب

به دستان بابا هواست نبود
که چشمش به راه است آنجا رُباب

نگو مادرت را صدا می‌زدی
به دست پدر دست و پا می‌زدی

    
اشعار ولادت امام جواد علیه السلام
 
محمد حسن فرحبخشیان - ژولیده نیشابوری

ای خدا را به شرف مظهر ایثار جواد
ای صفا بخش دل احمد مختار جواد

ای علی را به سخاوت گه بخشش ثانی
ای به گلزار عدالت گل بی خار جواد

ای جگر گوشه ی زهرا دُر دریای وجود
ای به خلق حسنی صابر و هُشیار جواد

ای حسین ابن علی را به هدف وارث خون
ای تو را صحنه ی گیتی صف پیکار جواد

شد جهان مفتخر از جود تو ای مظهر جود
که بود جود و کرم بر تو بدهکار جواد

یوسف از حُسن خداداد تو گردیده خجل
بسکه خوبی شده نادیده خریدار جواد

افزودن یک دیدگاه جدید

Fill in the blank.