شعر وفات حضرت زینب

https://www.yeknet.ir/sites/default/files/media/image/photo_2017-09-04_03-22-34.jpg

متن روضه اسارت زینب,مدح حضرت زینب سازگار,زینب است,شعر ظهر عاشورا,متن روضه قتلگاه امام حسین,اشعار مقتل امام حسین,شعر اسیری زینب,متن شعر وقتی مسیر ما سر بازار افتاد,شعر مصیبت حضرت زینب,شعر در مورد حضرت زینب و امام حسین,شعر در مورد اسارت حضرت زینب,شعر کودکانه در مورد حضرت زینب,دوبیتی حضرت زینب,شعر مدح حضرت زینب,تک بیتی حضرت زینب,شعر حضرت زینب برقعی
وفات حضرت زینب

یک نت ـ اشعار وفات حضرت زینب سلام الله علیها

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

زلف عفاف، رشته دامان زینب است
آیات صبر، پایه ایمان زینب است

ایثار و پاکدامنی و عزم و اقتدار
این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است

حبل المتینِ قافله سالار عاشقان
تا روز حشر، موی پریشان زینب است

گل زخم‌های پیکر صد پاره حسین
آیات بی‌شماره قرآن زینب است

هر کس که پا نهد به عزا خانه حسین
بر او کرم کنید که مهمان زینب است

سرهای نوک نیزه همه دسته‌های گل
تن‌های پاره پاره، گلستان زینب است

آن نیزه‌ای که خصم به قلب حسین زد
زخمش هنوز بر دل سوزان زینب است

با یاد صبح یازدهم، صبح بی حسین
هر روز صبح، شام غریبان زینب است

وقتی که گفت با سپه کوفه «اُسکُتوا»
دیدند کائنات به فرمان زینب است

وقتی رقیه را به ره شام می‌زدند
دیدم حسین، دست به دامان زینب است

یاللعجب مگر که قیامت به پا شده
بر نیزه آفتاب درخشان زینب است

مه بر فراز چرخ چراغ خرابه‌ها
خورشید نوک نیزه ثناخوان زینب است

روز جزا بهانه ما از برای عفو
خون حسین و دیده گریان زینب است

تا آفتاب بذل کند نور خویش را
"میثم" همیشه بنده احسان زینب است

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

دیده ی آزاد مردان اشک بار زینب است
کوه صبرو استقامت بی قرار زینب است

در اسارت خلق را آزادگی آموخته
چون خدا در این اسیری پاسدار زینب است

باید از دخت علی کار علی را خواستن
لاجرم با خصم دین پیکار کار زینب است

مادرش آموزگار مکتب شرم وحیاست
فارق التحصیل دانشگاه مادر زینب است

آنکه با ایراد نطقی کاخ استبداد را
کرد ویران بر سر قوم ستمگر زینب است

آنکه داغ شش برادر را بدل هموار کرد
تابماند جاودان دین پیمبر زینب است

تازیانه خوردن و از دین حق کردن دفاع
فاطمه در این روش آموزگار زینب است

گر مدال فاطمه از میخ در بر سینه بود
خون پیشانی مدال افتخار زینب است

قلبها، جانها نفسها نطق ها، اندیشه ها
جملگی بایک نگه در اختیار زینب است

هست از در های جنت یک درش باب الحسین
فاش میگویم کلید قفل آن در زینب است

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

صبر از زبان عجز ثنا خوان زینب است
عقل بسیط، واله و حیران زینب است

درخطبه اش که کوفه از آن شد سکوت محض
گفتی که ممکنات همه به فرمان زینب است

ابن زیاد شوم به دارالاماره ا ش
رسوا ز منطق شرر افشان زینب است

بر همزن اساس جفا کاری یزید
لحن بلیغ و نطق درخشان زینب است

افزون بود ز حوصله خلق عالمی
درد و غمی که در دل سوزان زینب است

در ماتم حسین، پریشانی جهان
عکسی ز حال زار پریشان زینب است

هر آیه در صحایف علوی به وصف صبر
نازل بر انبیا شده در شاُن زینب است

ایوب صابر است ولیکن در این مقام
انصاف ده که ریزه خور خوان زینب است

در قتلگاه جسم برادر به روی دست
بگرفت کای خدای من این جان زینب است

قربانی توست بکن از کرم قبول
کاری چنین به عهده ی ایمان زینب است

با اینکه با عیال برادر به شهر شام
در دست اهل ظلم، گریبان زینب است

دارد صغیر امیدی و از روی اعتقاد
چشمش به لطف بی حد و پایان زینب است

ای دختر مظهر العجایب زینب
وی مرکز و منبع فضاعل زینب

گرید به اسیری و غریبی شما
هر صبح و متاء امام غائب زینب

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

سرنی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جامی ماند اگر زینب نبود

زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند اگر زینب نبود

ذوالجناح دادخواهی بی سوار و بی لگام
در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

کعبه بی نام ونشان می ماند اگر زینب نبود
بی امام دارالامان می ماند اگر زینب نبود

گر چه دادند انبیاء هر یک نشان از کربلا
کربلا هم بی نشان می ماند اگر زینب نبود

مکتب سرخ تشیع کز غدیر اغاز شد
تا ابد بی پاسبان می ماند اگر زینب نبود

مجری احکام قرآن او بود با صبر خویش
دین حق بی حکمران می ماند اگر زینب نبود

کرد اسلام حسینی از یزیدی را جدا
حق وباطل توامان می ماند اگر زینب نبود

شد گلستان کربلا از لاله های احمدی
وین گلستان در خزان می ماند اگر زینب نبود

خون ثار الله رمزی را که بر صحرا نوشت
تا ابد بی ترجمان می ماند اگرزینب نبود

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

نون و قلم نبی ست و ما یسترون حسین
طاق فلک علی است به عالم ستون حسین

خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین
هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین

با یک قیامتست هم الغالبون حسین
در این قیام نقطه پرگار زینب است
---
سردار سر سپرده جولان عشق کیست
تنها امیر فاتح میدان عشق کیست

عشق است حسین و گوش بفرمان عشق کیست
روح دمیده بر تن بی جان عشق کیست

اذن دخول در حرم یار زینب است
---
ذرات و کائنات همه مرده یا خموش
در احتجاج زنی یک علم به دوش

آتشفشان خداوند در خروش
هو هوی ذوالفقار علی می رسد به گوش

در هیبتی ز حیدر کرار زینبت
---
یک تن شهید و یک تن دیگر اسیر شد
یک تن به خاک ماند و یک تن دیگر سفیر شد

یک تن نشان نیزه و شمشیر و تیر شد
یک تن کنار کشته صد پاره پیر شد

یک تن امیر آمد و یک تن امیر شد
بر خیل اشک و آه سپهدار زینب است
---
چشم ستاره در به در جستجوی ماه
بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه

مبهوت می نمود به سرنیزه ای نگاه
آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه

کی جانپاه زینب و اطفال بی پناه
راحت بخواب چون که پرستار زینب است
---
پیدا ترین ستاره دیبای خلقت است
زیباترین سروده لبهای خلقت است

زهرا ترین زهره زهرای خلقت است
لیلاترین لیلی لیلای خلقت است

شیوا ترین سوال معمای خلقت است
------
گنجینه جزیره ی اسرار زینب است
چشم ستاره در بدر جستجوی ماه

بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه
مبهوت می نمود به سر نیزه ای نگاه

اتش کشید جمله ز دل تا کشید اه
کی جان پناه زینب و اطفال بی پناه

راحت بخواب چونکه پرستار زینب است
------
از نای من به ناله چو افتاد نای نی
عالم شنید از پس ان های های نی

تو بر فراز نیزه و من در قفای نی
انقدر سنگ خورده ام از لا به لای نی

تا این که یافتم سرت از رد پا نی
عشق تو هست اتش و نیزار زینب است
---
خورشید روی قله نی اشکار شد
کوچکترین ستاره سر شیر خوار شد

ناموس حق به ناقه ی عریان سوار شد
هشتاد وچهار خسته به هم هم قطار شد

زیباترین ستاره دنباله دار شد
در این مسیر نور جلودار زینب است

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

مار را به سر کوی تو اعدا نگذارند
خواهیم بمانیم در اینجا نگذارند

زینب ز تو ای جان برادر نکند دل
اعدا بگذارند اگر یا نگذارند

خواهم همه عمر کنار تو بمانم
اما چه توان کرد که اعدا نگذارند

ای محرم دل تا غم دل گویم از این بیش
آوَخ که مرا پیش تو تنها نگذارند

شب می رسد و قافله در حال رحیل است
زین بیش دگر پیش تو مارا نگذارند

رفتم من و داغ تو و هجر همه یاران
یک لحظه من دلشده را وا نگذارند

گفتی نکنم گریه به شیون ز فراقت
اما چه کنم شورش غمها نگذارند

دانی چه کسان بار حسینند مؤید
آنانکه به جز در ره او پا نگذارند
سید رضا مؤید

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

زلف عفاف، رشته دامان زینب است
آیات صبر، پایه ایمان زینب است

ایثار و پاکدامنی و عزم و اقتدار
این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است

حبل المتینِ قافله سالار عاشقان
تا روز حشر، موی پریشان زینب است

گل زخم‌های پیکر صد پاره حسین
آیات بی‌شماره قرآن زینب است

هر کس که پا نهد به عزا خانه حسین
بر او کرم کنید که مهمان زینب است

سرهای نوک نیزه همه دسته‌های گل
تن‌های پاره پاره، گلستان زینب است

آن نیزه‌ای که خصم به قلب حسین زد
زخمش هنوز بر دل سوزان زینب است

با یاد صبح یازدهم، صبح بی حسین
هر روز صبح، شام غریبان زینب است

وقتی که گفت با سپه کوفه «اُسکُتوا»
دیدند کائنات به فرمان زینب است

وقتی رقیه را به ره شام می‌زدند
دیدم حسین، دست به دامان زینب است

یاللعجب مگر که قیامت به پا شده
بر نیزه آفتاب درخشان زینب است

مه بر فراز چرخ چراغ خرابه‌ها
خورشید نوک نیزه ثناخوان زینب است

روز جزا بهانه ما از برای عفو
خون حسین و دیده گریان زینب است

تا آفتاب بذل کند نور خویش را
"میثم" همیشه بنده احسان زینب است

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

خودم دیدم که صحرا لاله گون بود
زمین از خون یاران غرقه خون بود

خودم دیدم فضاى آسمانها
پر از انا الیه راجعون بود

خودم دیدم که نور چشم زهرا
جراحات تنش از حد فزون بود

خودم دیدم که بر هر برگ لاله
نوشته این سخن با خط خون بود

گلى گم کرده ام میجویم او را،
به هر گل میرسم میبویم او را

خودم دیدم گلوى اصغرش را
خودم در بر کشیدم اکبرش را

اگر چه از کنار نهر علقم
زگریه منع کردم خواهرم را

خودم دیدم که زهرا ناله میکرد
خودم دیدم سرشک مادرم را

مکن منعم اگر با اینهمه داغ
زنم بر چوبه محمل سرم را

گلى گم کرده ام میجویم او را
به هر گل میرسم میبویم او را

خودم دیدم که دلها مرده بودند
خودم دیدم همه افسرده بودند

خودم دیدم کبوترهاى معصوم
همه در زیر پر، سر برده بودند

خودم دیدم که گلهاى نبوت
زبى ابى همه پژمرده بودند

همان جایى که فرزندان زهرا
بجرم عشق سیلى خورده بودند

گلى گم کرده ام میجویم او را
به هر گل میرسم میبویم او را

گل من یک نشان در بدن داشت
یکى پیراهن کهنه به تن داشت

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

بعد زهرا بهترین زن بین زنها زینب است
لاف نَبود گر بگویم عین زهرا زینب است

گر بپرسی کیست استاد دبیرستان عشق
خیل شاگردان همه گویند تنها زینب است

گر بسنجی درترازوی عمل معیار صبر
صبرگوید قهرمان صبردنیا زینب است

گر مقام او بود از جمع معصومین جدا
آن که ازهرمعصیت باشد مبرّا زینب است

در ریاضی گر حساب جمع از مِنها جداست
آن که از جمع شفاعت نیست مِنها زینب است

آن که باتیغ زبان، کار دوصد شمشیر کرد
کوه صبر واستقامت روح تقوا زینب است

آن که با ایراد نطقی کرد مانند علی
زاده مرجانه را محکوم و رسوا زینب است

آن که بهر ما جهاد فی سبیل الله را
با اسارت می کند تفسیر و معنا زینب است

باشهامت چون اسارت گشت توأم، عقل گفت
آن که در دنیا نظیرش نیست پیدا زینب است

شد رقم پرونده اسلام با خون حسین
آن که با خون سر خود کرد امضاء زینب است

شاعر ژولیده می گوید به آواز جلی
بین زنها بهترین زن بعد زهرا زینب است

ژولیده نیشابوری

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

خطبه زینب اگر در سفر شام نبود
ازفداکاری شاه شهدا نام نبود

نه همین نام نبود ازشه خونین کفنان
اثر از مکتب ارزنده اسلام نبود

ازمدینه زن و فرزند به همراه بردن
نکته ای بود که اندر خور افهام نبود

کاش می بود یکی تاکه بگوید به یزید
جای بانوی حرم در ملأ عام نبود

چوب چون برلب ودندان شه دین می زد
خواهر غمزده اش را دمی آرام نبود

جست ازجاو بمانند پدرراند سخن
که نظیرش به سخن درهمه ایّام نبود

اثراز دختر ویرانه نشینی باقیست
گرچه آنروز چو وی دختر گمنام نبود

لیک نبود زمعاویه وپورش اثری
با وجودی که به جز در کفشان شام نبود

این دلیلیست که حق باقی و باطل فانی است
فکر دنیاطلبان جزغلط وخام نبود

«خوشدل» آن کس که حسینی شد ازروز نخست
هیچ گه فکر پرستیدن اصنام نبود

خوشدل

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

غم چهره نیلی غم کودک و سیلی
غم طعنه و دشنام غم سنگ لب بام

شده قاتل زینب، امون از دل زینب
میون همه دل ها،امون از دل زینب

غم اون همه آزار بین کوچه و بازار
غم خنده دشمن سر هر کوی و برزن

شده قاتل زینب، امون از دل زینب
میون همه دل ها،امون از دل زینب

غم کوچه و سیلی غم صورت نیلی
غم یاس خزونی غم قد کمونی

غم و غربت حاکی غم چادر خاکی
غم غسل شبونه غم بازو و شونه

غم حیدر خسته غم فرق شکسته
غم صورت گلگون غم طشت پراز خون

غم شبه پیمبر روی خونی اکبر
غم محسن دیگر غم غربت اصفر

غم دست بریده غم فرق دریده
غم پیکر عریان غم اون لب و دندان

غم و محنت و ناله غم مرگ سه ساله
شده قاتل زینب امون از دل زینب

میون همه دل ها،امون از دل زینب

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

شمس حجاب گنبد دوار زینب است
بدر سپهر عصمت و ایثار زینب است

محبوبه ی حبیه ی دادار زینب است
مسطوره ی سلاله ی اطهار زینب است

اذن دخول در حرم یار زینب است
منصوره ی نرفته سر دار زینب است
---
نون و قلم نبی است و مایسطرون حسین
طاق فلک علی است به عالم ستون حسین

خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین
هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین

با یک قیامت است هم الغالبون حسین
در این قیام نقطه ی پرگار زینب است
---
ققنوس وهم از پی او در توهم است
فانوس وصف در صفت وصف او گم است

قاموس اقتدار و وقار و تلاطم است
پابوس او تمامی افلاک و انجم است

کابوس شام و دولت نامرد مردم است
بر فرق ظلم تیغ شرر بار زینب است
---
پیداترین ستاره ی دیبای خلقت است
زیباترین سروده ی لبهای خلقت است

زهراترین زهره ی زهرای خلقت است
لیلاترین لیلی لیلای خلقت است

شیواترین سوال معمای خلقت است
گنجینه ی جزیره ی اسرار زینب است
---
این کیست این که سجده کند عشق در برش
این کیست این که سینه درند در برابرش

این کیست این که از جلوات مطهرش
عالم نیود غیر غباری ز محضرش

فرموده است از برکاتش برادرش
آئینه دار حیدر کرار زینب است
---
تا کوچه اش قبیله ی لیلا ادامه داشت
تا خانه اش گدایی عیسی ادامه داشت

در چشم او تلاطم دریا ادامه داشت
بر قامتش قیامت مولا ادامه داشت

زینب نبود حضرت زهرا(س) ادامه داشت
خاتون خانه دار دو دلدار زینب است
---
سرچشمه های پرطپش کوهسار از اوست
دریا از اوست جذبه ی هر آبشار از اوست

تیغ کلام فاطمی اش آب دار از اوست
تفسیر آیه های غم و انتظار از اوست

آری تمام هیمنه ی ذوالفقار از اوست
از کربلا بپرس علمدار زینب است
---
آن شانه ی صبور صبوری ز ما ربود
آن قامت غیور قیامت بپا نمود

آن شیرزن حماسه ی عباس را سرود
با دست خویش بیرق کرببلا گشود

بر بالهای زخمی اش ای وای جا نبود
غم را بگو بیا که خریدار زینب است
---
ذرات و کائنات همه مرده یا خموش
در احتجاج بود زنی یک علم به دوش

قلب جهان به عمق زمین غرق جنب و جوش
آتشفشان قهر خداوند در خروش

هوهوی ذوالفقار علی می رسد به گوش
در هیبتی ز حیدر کرار زینب است
---
خورشید روی قله ی نی آشکار شد
کوچکترین ستاره سر شیرخوار شد

ناموس حق به ناقه ی عریان سوار شد
هشتاد و چهار خسته به هم هم قطار شد

زیباترین ستاره ی دنباله دار شد
در این مسیر نور جلودار زینب است
---
چشم ستاره در به در جستجوی ماه
بر روی نیزه دیده ی زینب گرفت راه

مبهوت می نمود به سرنیزه ای نگاه
آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه

کای جان پناه زینب و اطفال بی پناه
راحت بخواب چونکه پرستار زینب است
---
از نای من به ناله چو افتاد نای نی
عالم شنید از پس آن های های نی

تو بر فراز نیزه و من در قفای نی
آنقدر سنگ خورده ام از لابه لای نی

تا اینکه یافتم سرت از رد پای نی
هجران توست آتش و نیزار زینب است
---
قرآن بخوان که حفظ شود آبروی تو
رنگین شده است ساقه ی نی از گلوی تو

در حسرتم که نیزه کند شانه موی تو
ای منتهای آرزویم گفتگوی تو

ای نازنین بناز خریدار زینب است
---
پشتش شکست بس که بر او آسمان گریست
حتی به حال و روز دلش کاروان گریست

از خنده های حرمله و ساربان گریست
بر گیسوان شعله ور کودکان گریست

از ضربه های دم به دم خیزران گریست
بر خیل اشک قافله سالار زینب است
---
زینب اگر نبود اثر کربلا نبود
شیرازه ای برای کتاب خدا نبود

زینب اگر نبود علم حق بپا نبود
این خیمه ها و پرچم و رخت عزا نبود

یک یا حسین بر لب ما و شما نبود
در کار عشق گرمی بازار زینب است
---
با این که قد خمیده ام و داغ دیده ام
فتح الفتوح کرده ام هرجا رسیده ام

گر نیش کعب نی به وجودم خریده ام
گر طعم تازیانه چو مادر چشیده ام

چون کوه ایستاده ام ای سر بریده ام
در اوج اقتدار جهاندار زینب است
---
زینب کجا و خنده ی اشرار یا حسین
زینب کجا و کوچه و بازار یا حسین

زینب کجا و مجلس اغیار یا حسین
زینب کجا و این همه آزار یا حسین

زینب کجا و طشت و سر یار یا حسین
در پنجه های بغض گرفتار زینب است

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

زینب آمد شام را یکباره ویران کرد و رفت
اهل عالم را زکار خویش حیران کرد و رفت

از زمین کربلا تا کوفه و شام خراب
هر کجا بنهاد پا، فتحی نمایان کرد و رفت

با لسان مرتضی از ماجرای نینوا
خطبه ای جا نسوز اندر در کوفه عنوان کرد و رفت

با کلام جانفزا، اثبات دین حق نمود
عالمی را دوستدار اهل ایمان کرد و رفت

فاش میگویم من آن بانوی عظمای دلیر
از بیان خویش دشمن را هراسان کرد و رفت

بر فرازنی چو آن قرآن ناطق را بدید
با عمل آن بی قرین اثبات قرآن کرد و رفت

در دیار شام برپا کرد از نو انقلاب
سنگر ستمگران را سست بنیان کرد و رفت

خطبه ی غرا بیان فرمود در کاخ یزید
کاخ استبداد را از ریشه ویران کرد و رفت

از کلام حق پسندش شد حقیقت آشکار
اهل حق را شامل الطاف یزدان کرد و رفت

شام، غرق عیش و عشرت بود در وقت ورود
وقت رفتن شام را شام غریبان کرد و رفت

دخت شه را بعد مردن در خرابه جای داد
گنج را در گوشه ی ویرانه پنهان کرد و رفت

زآتش دل بر مزار دختر سلطان دین
در وداع آخرین شمعی فروزان کرد و رفت

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

چرخ و فلک و ستاره حیران دیدم
آن محنت و غم که کس ندیده، آن دیدم

نوحی به هزار سال یک طوفان دید
من نوح نیم هزار طوفان دیدم

اشعار وفات حضرت زینب
WWW.YEKNET.IR

بیشتر بخوانید:

 گلچین بهترین مداحی های وفات حضرت زینب

 مداحی وفات حضرت زینب

  مداحی حضرت زینب میثم مطیعی

  مداحی حضرت زینب محمود کریمی

  مداحی حضرت زینب مهدی رسولی

  مداحی حضرت زینب جواد مقدم

  مداحی حضرت زینب سید مجید بنی فاطمه

  مداحی حضرت زینب حسین سیب سرخی

  مداحی حضرت زینب مهدی رعنایی

  مداحی ترکی حضرت زینب حاج سلیم موذن زاده

 مداحی حضرت زینب حاج سعید حدادیان

افزودن یک دیدگاه جدید

Fill in the blank.