خانواده شوهرم خیلی اذیتمان می‌کنند.

یک نت ـ چهارسال ازدواج کردم از روز و لحظه اول خانواده شوهرم غير مستقيم از ما تقاضاي پول داشتن وضع ماليشون خيلي پايين تر از ما هست. بابام همه جوره باهاشون راه اومد حتي شوهرم از کار بي کار شد اعتراض نکردن کمو بيش کمکش کردن اما حالا کار بجايي رسيده که ميان ميگن براي بچمون کار بايد درست کنيد من باردارم اصلا وضع منو در نظر نميگيرن عذابم ميدن با حرفا و خواسته هاي نابجاشون مگه وظيفه پدرمنه؟ بخداخسته شدم دوست دارم بميرم ديگه کاش بابام پولدار نبود

کمک

یک نت ـ چهارسال ازدواج کردم از روز و لحظه اول خانواده شوهرم غير مستقيم از ما تقاضاي پول داشتن وضع ماليشون خيلي پايين تر از ما هست. بابام همه جوره باهاشون راه اومد حتي شوهرم از کار بي کار شد اعتراض نکردن کمو بيش کمکش کردن اما حالا کار بجايي رسيده که ميان ميگن براي بچمون کار بايد درست کنيد من باردارم اصلا وضع منو در نظر نميگيرن عذابم ميدن با حرفا و خواسته هاي نابجاشون مگه وظيفه پدرمنه؟ بخداخسته شدم دوست دارم بميرم ديگه کاش بابام پولدار نبود

پاسخ

پاسخ:
با سلام
شما نمی‌توانید افکار و احساسات و رفتارهای دیگران را اصلاح کنید. نمی‌توانید خانواده شوهرتان را کنترل کنید. می‌توانید افکار و احساسات و رفتار خودتان را طوری مدیریت کنید که به آرامش درون، ارتباط بهتر با اطرافیان و تقرب به خدا دست یابید.
با توجه به شرایط موجود چه گزینه‌هایی دارید؟ هر گزینه چه پیامدهایی دارد؟ بهترین گزینه چیست؟
پیشنهاد ما این است که اینطور فکر کنید که به روابط خانواده همسرتان و پدرتان کاری نداشته باشید، پدرتان می تواند از عهده خودش بر بیاید و نیاز به دلسوزی شما ندارد. شما به همسرتان محبت کنید و از او تعریف کنید، طوری نباشد که بخاطر رفتارخانواده اش او را سرزنش کنید. بالاخره این روزها تمام میشود. انچه باقی می ماند خاطره هاست.
میتوانید از خوبی های خانواده همسرتان به همسرتان بگویید که تاحدودی رفع کدورت ها و سرزنش هاشود، خودتان را کمی جای همسرتان بگذارید، طوری نباشد که همسرتان آرزو کند که کاش خانواده زنم فقیر بود و حداقل همسرم به من افتخار میکرد و سرشکسته نبودم.

افزودن یک دیدگاه جدید

Fill in the blank.
کد وبلاگ