حمله هواداران ملوان به تراکتوری ها !!

یک نت ـ تیمی که حضورش در لیگ برتر به تعداد انگشتان دو دست نمی رسد و نه ساختار درست و حسابی مانند فولاد و سپاهان و ذوب آهن و ... دارد و نه حتی کمترین پشتوانه ای از حضور بازیکنان بومی !!! به یکباره با استفاده از رانت های مختلف با 14 ،15 بازیکن سرباز درجه یک می شود جزو تیمهای بالانشین جدول تا جایی که حتی کاپیتانهای دوم و سومش هم بازیکنان سربازش هستند !!!
ملوان

یک نت ـ ماجرا از آنجایی آغاز می شود که 2 روز پیش از دیدار فینال جام حذفی فصل 89-90 سعیدلو رئیس وقت تربیت بدنی کل کشور و نفر اول ورزش مملکت در مصاحبه ای عنوان می کند اگر ملوان قهرمان شود 150 هزار نفر خوشحال خواهند شد اما در صورت قهرمانی پرسپولیس یک کشور شاد می شوند ! ملوانی محال است این جملات از ذهنش پاک شود و آن اتفاقات عجیب و غریب داور و ... و تقدیمِ جام قهرمانی به پرسپولیس مقابل چشمان بهت زده ی هواداران ملوان و فوتبال دوستان کشور ! بله از همان روزها بود که دیگر استادیوم انزلی رنگ و بوی سابق را نگرفت ، استادیومی که برای حضور در معمولی ترین بازی ملوان باید یک ساعت زودتر از آغاز بازی وارد آن می شدی بلکه بتوانی در جایی مناسب از سکوهای پیرش بنشینی و نظاره گر درخشش انزلیچی های متعصب تیمت باشی حال دیگر می توانی چند دقیقه بعد از شروع بازی به استادیوم بیایی و چای به دست صندلی مورد نظرت را با بهترین دید انتخاب کنی و ...

 

شاید بهتر بود همان روزها بعد از آن مصاحبه ی مشمئز کننده ی رئیس وقت تربیت بدنی دولت محمود احمدی نژاد مانند خیلی از خاک خورده های فوتبال این شهر و قدیمی تر ها قید این فوتبال کثیف (با تاکید موکد "کربکندی مانند" روی "ث") را می زدیم و پس از آن نمی دیدیم که ملوانمان دست به دست مالکیتش به نالایقانی می رسد که شاید آنها هم بخشی از همین پروژه ی تبعیض و نابودی فوتبال انزلی و ملوان بودند ! می توانیم فقط در همین چند سال اخیر مصادیق بی شماری از این سیاستهای کثیف را یک به یک ردیف کنیم تا عزیزان بدانند که ما می فهمیم و آنقدر ها هم نادان نیستیم ، دیدیم و دم بر نیاوردیم ، همه کار کردید که ملوانی وجود نداشته باشد اما نام مقدسش آنقدر بزرگ بود که حتی اگر خیلی ها از لجنزار فوتبال ایران دل بکنند باز هم هواداران سینه سوخته ای هستند که نگذارند شمع عشقشان خاموش شود ، اما بس است دیگر ، تیمی که حضورش در لیگ برتر به تعداد انگشتان دو دست نمی رسد و نه ساختار درست و حسابی مانند فولاد و سپاهان و ذوب آهن و ... دارد و نه حتی کمترین پشتوانه ای از حضور بازیکنان بومی !!! به یکباره با استفاده از رانت های مختلف با 14 ،15 بازیکن سرباز درجه یک می شود جزو تیمهای بالانشین جدول تا جایی که حتی کاپیتانهای دوم و سومش هم بازیکنان سربازش هستند !!!

 

کدام منافع ملی ؟ لابد منافع ملی این است که بازیکنان یک تیم نظامی را از اردوی تیم ملی بدزدید و با وعده های مالی زیاد هوایی اش کنی ؟ یا منافع ملی این است که مسئولین محترم نظام وظیفه به یکباره تغییر 180 درجه ای راجع به تصمیم خود بدهند و کد سربازی بازیکنی را که سرباز نیروی دریایی است برای تراکتور بزنند ؟! باید هم اینگونه باشد ! کسانی که برای یک شوخی ساده 3 هنرمند کشور را که سالها برای کودکان زحمت کشیده اند با هوچی گری از کار بیکار می کنند حتما می توانند در جاهای دیگر هم تصمیمات را به اختیار خودشان در آورند ! وقتی نماینده ی مرکز دو استان برای تغییر محل اعزام یک بازیکن دست به مصاحبه می زنند و نه تنها هیچ نماینده ای از گیلان بلکه نماینده ی خود شهر کوچک و مظلوم انزلی هم به خود زحمت دفاع از حق قوی سپید را نمی دهد باید هم اینگونه اتفاق ها بیفتد ! راستی اگر انقدر حضور قدرتمند مقابل کشورهای عربی علی الخصوص عربستان و امارات مهم است در حدی که به فرموده ی نماینده محترم مجلس در تبریز ، برای دفاع از نظام باید مقابل آنها ایستادگی کرد ، باید عارض شویم که خودِ سپاهان اوضاع چندان مناسبی ندارد و هفته هاست نتوانسته بردی کسب کند و به زودی نیز باید مقابل النصر امارات و الاتحاد عربستان صف آرایی کند ، چطور است حال که مسئولین محترم نظام وظیفه در فاصله ی 12 ساعت به خوبی قوانین را بر حسب مصلحت تغییر می دهند ، اجازه بدهند 1 سالی بیشتر مهدی شریفی در سپاهان بماند تا بتواند از حیثیت فوتبال و مملکتمان مقابل تیمهای اماراتی و عربستانی در جام باشگاه های آسیا دفاع کند ، چراغی که بر خانه رواست بر مسجد حرام است ! چرا تراکتورسازی آن هم با این همه جنجال ؟!

 

باور کنید اصلا و ابداً بحث مهدی شریفی و ثاقبی و امثالهم نیست ، شهری که مردمانش غفور جهانی و سیروس قایقران و برادران اسپندار و احمدزاده و پورغلامی و ... دیده است ، دست و پایش برای هیچ اسمی شُل نمی شود حتی اگر مانند امروز نیازمند حضور آن باشد ، مشکل سیاستهای تبعیض آمیزی است که جان را به لب رسانده ! یا باید قید این عشق را بزنیم که عملاً امکان پذیر نیست ، یا باید عشقمان قید این لجنزاری که در ایران آن را فوتبال می نامند ، را بزند !

 

و اما خطاب به هیئت مدیره ی باشگاه ملوان بندرانزلی : به هر کدام از تصمیمات درون خانوادگی که در این مدت گرفته اید و به آن انتفادها داشته و داریم ، کاری نداریم ، امروز وقت دفاع از حیثیت ، حقانیت و مظلومیت این هوادار و شهر بندرانزلی است که سالهاست به دلایلی آشکار رنگ موفقیت را ندیده ! حال که پس از سالها یک تصمیم قاطعانه گرفته اید ،به عنوان بخشی از جامعه ی هواداران و رسانه ای شهر انزلی از این تصمیم قاطعانه حمایت خود را اعلام می کنیم و امیدواریم سفت و سخت و تا آخرین لحظه پا پس نکشید و حق ملوان مظلوممان را بگیرید . جامعه ی هواداری ملوان نیز ترجیح می دهد تیم محبوبش در لیگی شرکت نکند که نامش مزین به نام خلیج همیشگی فارس است اما اتفاقات در آن به سود تیمی رقم می خورد که در استادیومش هواداران آن تیم (بنا بر اسناد موجود) نامی جعلی را فریاد می زنند .

 

حاضریم ایستاده بمیریم یا یک بار برای همیشه مقابل تبعیض بایستیم و حق شهرمان را بگیریم .

 

ما تا پای جان هوای ملوان را داریم ...

منبع: malavanclub.net

افزودن یک دیدگاه جدید

Fill in the blank.