لزوم فراهم آوری شرایط ظهور

یک نت ـ هنوز مجلس و دولت ما، آن طور که باید و شاید، پیروی از ولایت ندارند؛ هنوز بحث است که نگاه اقتصادی درون محور باشد یا برون محور.
لزوم فراهم آوری شرایط ظهور

یک نت ـ شبهه: میگن که باید شرایط ظهور رو فراهم کرد تا امام زمان بیاد. خب اگه حکومتی بتونه این کار رو انجام بده چه لزومی به وجود امام زمان هست خب اگه امام بیاد قراره چکار کنن؟ اگه زمامداران حکومت اسلامی ایران به این موضوع واقفند که باید امام چکار می‌خواد بکنه؟ خب حکومت الان نمیتونه اون کارها رو انجام بده اگه دلیلی هست موقع ظهور حجت هم همون دلیلی هست‌؟

پاسخ: دقت به چند نکته‌ی اساسی که در ذیل ایفاد می‌گردد، می‌تواند ذهن را پس از رهایی از خلط مبحث، در شناخت بیشتر این مهم کمک نماید.

الف – فراهم نمودن شرایط:

فراهم و مساعد نمودن "شرایط" برای تحقق یک امر، با محقق شدن آن بسیار متفاوت است. فراهم (یا مساعد نمودن) شرایط تحصیل، کار، ازدواج، بهداشت، ورزش و ...، با محقق شدن آن بسیار متفاوت است.

اگر شرایط تحصیل یا ورزش فراهم و مساعد نگردد، هیچ گاه تحصیل یا ورزشی صورت نگرفته یا محقق نمی‌شود، اما اگر این شرایط با تأسیس مدارس، دانشگاه‌ها و محیط‌های ورزشی مهیا گردد، معنایش این نیست که دیگر تحصیل و ورزش محقق گردیده است، بلکه باید تلاش شود، تا مردم به تحصیل و ورزش روی آورند و تحصیلکرده و ورزشکار بار آیند.

مساعد و فراهم نمودن شرایط و زمینه برای برای دور از شرک و گناه و نیز عبادت مخلصانه پروردگار عالم، با محقق شدن آن در افراد و جامعه، بسیار متفاوت است. تا از زمینه فراهم نشود، آن مقصود حاصل نمی‌گردد، اما فراهم شدن شرایط، بدان معنا نیست که دیگر همگان موحد و عابد و مؤمن شده باشند.

پس، فراهم یا مساهد نمودن، شرایط قیام، با خود قیام متفاوت است. امام خمینی رحمة الله علیه و شاگردان و پیروان ایشان، به صورت رسمی از سال 1342 تا 1356، تلاش و مجاهدت کردند تا شرایط قیام و انقلاب مردم فراهم گردد. و بالاخره این قیام در سال 1357 شکل گرفت و محقق گردید.

ب – قیام و حکومت:

قیام و حکومت نیز دو مقوله کاملاً متفاوت است؛ اگر چه حکومت مدتی (کم یا زیاد)، پس از قیام و انقلاب ایجاد می‌گردد. یا به نوعی، قیام [اگر به پیروزی ظاهری نیز برسد] خودش زمینه‌ساز و فراهم کننده شرایط برای «حکومت» می‌شود، اما دو مقوله کاملاً متفاوت می‌باشند.

قیام و نهضت امام حسین علیه السلام، خود زمینه ساز قیام حضرت مهدی علیه السلام بوده و می‌باشد (چنان که امروزه آثارش را بیشتر شاهدیم)، انقلاب اسلامی و قیام مردم ایران نیز همین طور، بیداری اسلامی و قیام برخی از مسلمانان جهان نیز همین طور و ...، اینها همه مقدماتی برای فراهم و مساعد نمودن شرایط برای قیام ایشان می‌باشد، اما آن قیام و انقلاب جهانی، خودش مقدمه‌ و مساعد کننده‌ی شرایط برای حکومت جهانی می‌باشد.

ج – حکومت جهانی:

حکومت حضرت مهدی عجّ الله تعالی فرجه الشریف، مدت‌ها (کم یا زیاد)، پس از ظهور، قیام و انقلاب جهانی استقرار می‌یابد.

قطعاً چنین نیست که تا ایشان در کعبه معظمه ظهور نمودند، طواغیت و فراعنه زمان و قدرت‌های استکباری، به سرعت کلید طلایی شهرها را تقدیم ایشان نموده و شهادتین بگویند. بلکه مقاومت می‌کنند، جنگ، خونریزی و و‌یرانگری راه می‌اندازند. چنان که شاهدیم علیه انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی در ایران که یک منطقه‌ی کوچکی در سطح جهان است، تاب نیاوردند و از هیچ جنایتی دریغ نکردند و چنان چه در منطقه نیز همین‌طور.

قیام، انقلاب و سپس حکومت حضرت مهدی سلام الله علیه، یک تحول در سطح ملی و حتی منطقه‌ای نمی‌باشد، بلکه آن را در مقیاس جهانی باید دید.

ببینید امروزه امریکا، برای استیلای حکومت جهانی به سرکردگی خودش چه می‌کند؟ از عرصه‌ی نظریه‌پردازی و تئوریزه کردن (اندیشه سازی) گرفته تا عرصه‌ی‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، امنیتی ... و حتی نظامی و جنگی.

یقیناً حکومت حضرت مهدی علیه السلام نیز اینگونه نیست که مثلاً چون امام زمان هستند، بیاید و دستشان را دراز کنند و فرمانی صادر کنند، بعد آن فرمان ناگهان مثل رعد و برقی در آسمان طنین اندازد و بدون هیچ اقدام و مقاومتی، محقق گردد.

پس ایشان نیز باید تمامی عرصه‌ها در سطح جهان را متغیر نماید. از عرصه علم و حکمت و فلسفه گرفته، تا اقتصاد و تولید و توزیع، تا امنیت فردی و عمومی و اجتماعیِ جهانی، تا ... . منتهی تردیدی نیست که رهبری چون حجت الله، بقیة الله، حضرت مهدی علیه السلام، با یاوران و کارگروهی چون حضرات عیسی و خضر و مالک اشتر، و مالک اشترهای زمان، با قدرت، صلابت و سرعت بیشتری این کار را به انجام می‌رسانند.

انگلیس بیش از سه قرن، در این زمینه تلاش کرد، تا این که مرکزیت این حکومت به امریکا منتقل گردید؛ امریکا حدود نیم قرن است که این هدف را با جدیت تمام دنبال می‌کند، اما هنوز موفق نشده‌اند و راه بسیار صعب و طولانی پیش رو دارند.

جمهوری اسلامی ایران:

ما در جمهوری اسلامی ایران، به رغم تمامی تلاش‌ها چه توانستیم بکنیم؟ اگر آماری ارائه گردد، چندین کتاب می‌شود، اما در مقابل آنچه می‌توانست بشود، یک صفحه هم نیست و در مقابل آن چه باید می‌شد و باید بشود، یک جمله نیز نمی‌شود. قطره‌ای از اقیانوس است. اما در هر حال قطره‌ای است که به مقصد اقیانوس به راه‌افتاده و امروزه خود را به رودها و نهرها می‌رساند.

**- چند روزی از پایان کوران انقلاب و استقرار نظام نگذشته بود، که درست مانند داعش امروز در سوریه، غائله کردستان را جهت تجزیه از خاک ایران راه‌انداختند و هنوز چند ماهی نگذشته بود که دنیا صدام را تحریک و تجهیز کرد که به ایران حمله کند. هشت سال جنگ تمام عیارِ بیش از شصت کشور، با یک ملت ضعیف و تازه انقلاب کرده! پس از پایان این دوره خونین و استقامت مردم، اقداماتی جهت ساختار صورت گرفت که ابتدا باید از بازسازی شروع می‌شد! اما حتی قدمی پیشرفت علمی ما، کار را به تحریم و مذاکره و این بازی‌ها کشانده است که شاهدید. و چقدر شهید!

پس ما حتی در داخل یک کشور کوچک نیز توان کافی برای به فعل رساندن استعدادها نداریم، چه رسد به مقیاس جهانی.

هنوز مجلس و دولت ما، آن طور که باید و شاید، پیروی از ولایت ندارند؛ هنوز بحث است که نگاه اقتصادی درون محور باشد یا برون محور. اقتصاد به بخش خصوص واگذار گردد یا نگردد، اقتصاد مقاومتی چگونه عملیاتی شود و ... . هنوز مسلمانان، اعم از رجال سیاسی و مذهبی و بالتبع مردم، به تأسی از تأترهای سیاسی غرب، دسته‌کشی «اصلاح طلب و اصولگرا» را تجربه می‌کنند!

پس، اگر چه قیام و انقلاب اسلامی مردم ایران، و سپس استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، خود گام بسیار بسیار مؤثر و تعیین کننده‌ای در مقدمه‌ای برای فراهم نمودن شرایط ظهور و قیام می‌باشد، اما فقط یک گام است، آن هم برای آغاز قیام – حکومت، آن هم در مقیاس جهانی، امر دیگری است.

افزودن یک دیدگاه جدید

Fill in the blank.
کد وبلاگ