عاشق مرد زن دار شده ام!

دختری هستم سال اخر دانشگاه،تو دانشگاه با یک آقایی در یک پروژه ای کار می کردم همیشه برای من ، جای سوال بود که چرا توجه خاصی نسبت به من دارد؟! وهم و خیال هم نبود، من شنیده بودم ایشان ازدواج کرده اند؟
عاشق

یک نت ـ عاشق مرد زن دار شده ام!

یکی از مشکلات جوانان ما در‌ عصر حاضر ،مساله ارتباط و گفتگو با نامحرم است،علیرغم تاکید دین بر ترک چنین مراوده ها و نگاهها،ولی باز یک عدده ای غافل از آسیب این قضیه،راه را ادامه می دهند، و بعدا با مشکلاتی سخت مواجه می شوند.
از باب معرفت و آگاهی بیشتر نکاتی در این باب اشاره می شود:

قرآن كريم مى فرمايد: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ»؛ (نور، آيه 30).؛ «اى پيامبر! به مردان مؤمن بگو: در مقابل زنان، غضّ بصر داشته باشند؛ يعنى نگاه خويش را از تيزى انداخته،و خيره نشوند»

پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مى فرمايد: «النظر الى محاسن النساء سهم من سهام ابليس فمن تركه اذاقه اللَّه طعم عبادة تسّر؛ نگاه وسوسه آلود به زيبايى زنان، تيرى از تيرهاى شيطان است؛ پس اگر كسى آن را ترك كند، خداوند طعم بندگى را به او مى چشاند كه دل شاد گردد».[1]

عن النبيّ صلّى اللَّه عليه و آله انه قال: «من أصاب من امرأةحراما نظرة ملأ اللَّه عينه نارا؛ هر كس به زنى نگاه حرام بيافكند خداوند چشمش را از آتش پر خواهد كرد.»[2]

رسول اکرم فرموده اند:« لا یخْلُو بِامْرَأَةٍ رَجُلٌ فَمَا مِنْ رَجُلٍ خَلا بِامْرَأَةٍ إِلاّ کانَ الشَّیطَانُ ثَالِثَهُمَا؛نباید هیچ مردی با زن خلوت کند. هیچ مردی با زن نامحرم خلوت نمی کند جز آن که سومی آن ها شیطان است.»[3]

طبق فرمایشات قرآن و روایت معصومین علیهم السلام،نگاه و رابطه با نامحرم به مصلحت فرد نیست،و سفارش اکیدی بر ترک رابطه نا مشروع و نگاه هوس آلود شده است.

حال کسی که نسبت به سفارش دین غافل و بی توجه باشد،شاید چنین بلایی، گریبانگیرش شود در این زمینه نامه ای به شرح ذیل به دستمان رسیده است

سلام/ دختری هستم سال اخر دانشگاه،تو دانشگاه با یک آقایی در یک پروژه ای کار می کردم همیشه برای من ، جای سوال بود که چرا توجه خاصی نسبت به من دارد؟! وهم و خیال  هم نبود، من شنیده بودم ایشان ازدواج کرده اند؟

اما اصلا پسری نیست که به دختران نگاه کند، همیشه سربه زیر هستند، یادم نیست، روز اولی که من را دید( البته از فعالیت من در آن پرژوه بی اطلاع بودند ) چندین ثانیه به من خیره شده بودند که من خجالت کشیدم و سرم را پایین انداختم ،بااینکه می دانستم و البته تو فضای دانشگاه دیده بودم ، همه هم از ایشان تعریف می کردند، گذشت و گذشت تا به الان که من به او علاقه مند شد ه ام، هیچکس از این ماجرا خبر ندارد، از خودم متنفرم  که عاشق یک مرد زن دار شده ام، تلاش می کنم  به خودم روحیه بدهم ،شاید جدا شده از همسرش و به دنبال کیس خوب هست!

ولی نمی دانم اصلا چطور باید این قضیه را بفهمم؟ و یا شاید چون به ایشان علاقه دارم این گونه خودم را توجیه می کنم ،نمی دانم من شش سال هست تو دانشگاه فردی را پیدا نکرده ام که هم کفوم باشد چون من کارشناسی و ارشدم را یک جا خوانده ام ،خیلی از افراد واسطه ی امرخیر می شدند اما واقعا کسی به دلم نمی نشست و واقعا نمی توانستم آنها را به عنوان همسر قبول کنم و حتی علاقه ای در من به آنها ایجاد نمی شد اما این اقا قریب به یقین ،هفتاد ،هشتاد درصد ملاک های من را دارد، چون بالاخره بعد مدتها کارکردن او را شناخته ام، تفکرات، عقایدمان کاملا مثل هم هست. نمی دانم چرا من بعد این همه سال باید یکی را بپسندم که متاهل هست، واقعا از طرفی عذاب وجدان دارم، از طرفی دیگر  هم نمی توانم ایشان را فراموش کنم !

در دانشگاه ما ،همه ی دختر هایی که بی حجاب اند و اصلا برای آنها مهم نیست با یک اقا ارتباط داشته باشند یا نه !اتفاقا آنها، راحتر ازدواج می کنند، آن نوقت من با موانعی روبرو هستم،یک ترم دیگر بخوانم درسم تمام می شود،و شاید دیگر هیچ وقت این اقا را نبینم اما می ترسم نتوانم  ایشان را فراموش کنم و سنم رو به افزایش است، و ممکن است، خیلی خیلی دیر ازدواج کنم یا اصلا ازدواج نکنم، لطفا کمکم کنید.

پاسخ:

انتخاب گزینه مناسب برای تشکیل یک زندگی مناسب سختی هایی را دارد،و فکر و احساس شما برای ما قابل درک است، منتها آنچه شما را در این تصمیم کمک و یاری می کند مدیریت احساس و تصمیم عاقلانه شماست.

تمام ابعاد زندگی با احساس و دوست داشتن و عاشق بودن  خلاصه نمی شود و دلیل خوبی برای شروع یک زندگی  موفق نیست.مسیر زندگی یک مسیر عاقلانه و منطقی است.و این منش عقل محوری می تواند احساس و علاقه فرد را در زندگی مدیریت کند و در لابلای مشکلات چاره ساز باشد،آسیب شناسی هایی که در این زمینه انجام گرفته شاهد و گواه خوبی بر این مطلب است که تصمیم برای یک زندگی موفق  بر محور احساس و علاقه محض نتیجه خوبی به دنبال نخواهد داشت. ما در زندگی آنقدر فرصت  زیادی نداریم تا چندین بار اشتباه کنیم و در صدد جبران آن باشیم .

در این مساله شما ،این فرد که ازدواج کرده و متاهل هست گزینه مناسبی نیست،(البته برای اطمینان قوی می توانید با تحقیق کنید،در صورت کشف مجردی ایشان، آن موقع قصه فرق خواهد کرد.)چون فردی که همسر دارد و نمی تواند رفتار خود را با یک دختر طوری تنظیم کند که این وابستگی و تعلق خاطر ایجاد نشود، و مواظب برخورد خود نیست ،فردا برای فرض اگر شما را هم اختیار کند، باز برای کیس دیگر همین اتفاق شاید دوباره تکرار شود و در این صورت چه بسا شما را کنار بگذارد و نپسندد، آن موقع شما آسیب روانی جدی را خواهید دید.

خراب کردن زندگی دیگران به خاطر رسیدن به اهداف خود معمولا خوشبختی را به همراه نداشته،شکستن دل بنده خدا،داشتن آه و ناله دیگران طبق فرمایشات معصومین علیهم السلام زندگی را برای فرد تلخ و چه بسا بلا را به همراه داشته باشد.از این رو خواهر گرامی اگر این فرد اصرار هم داشته باشد و حتی تصمیم به جدایی به همسرش بگیرد و نسبت به شما ابراز علاقه بکند مصلحت و خیری در این وصلت برای شما نیست.

به مذمت خانواده و دوستان  و اطرافیان و آشنایان خود نیز فکر بکنید.

اگر این موارد و آسیب ها را در نظر بگیرید، و از لحاظ عقلی مقداری تفکر و تامل کنید ( که این فرد مناسب زندگی شما نیست) دیگر پاسخ  احساس، برای گفتن نه، راحتر خواهد بود.و روح و روانتان  آرام خواهد شد.

از خدا غافل نباشید و به او توکل کنید «وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ »(طلاق،آیه 3 )«هر کس به او توکل کند خدا اورا کافی است»(یعنی دست او را می گیرد)) سعی کنید وظیفه خودتان را خوب انجام دهید و صبوری کنید، و از نگاه کردن به نا محرم حساس باشید و ارتباط با آنها(نا محرم) را محدود و در حد ضرورت انجام دهید.

او بهترین فرد را برای شما در نظر گرفته و انشالله در اولین فرصت خبرهای خوبی اتفاق خواهد افتاد .

نا امیدی و عجله در انتخاب همسر معقول نیست،سعی کنید با متانت و عفت و استمداد از خدا و حضرت ولیعصر(عج) این فرد را فراموش و حب خدا را دل زیاد کنید،تا بهترین فرد را برای شما روزی کند.

پی نوشت:
1.شيخ عباس قمى، سفينة البحار، ج 2، ص 596
2.مستدرك الوسائل 2/ 554
3.مستدرک الوسائل ج14 ص265
 

دیدگاه‌ها

منم استادم که متاهلم بود بهم ابراز علاقه کرد،منم جوابشو ندادمو از فرداش، دیگه سلامش نکردم،قرار نیست تا هر .. ابراز علاقه کنه آدم عاشقش بشه.الان یه شوهری کردم همه آرزوشو دارن،هم از لحاظ قیافه،هم پول ، هم ایمان ، هم شخصیت و انسانیت.شاید پاداش اون کارم بود که تن به گناه ندادمو زندگیه یه زن رو به قیمت خوشبختی خودم بهم نریختم، الانم اون استادم داره روال عادی زندگیشو میکنه.

افزودن یک دیدگاه جدید

Fill in the blank.
کد وبلاگ