تو دانشگاه به دختری شدید علاقمند شدم

یک نت ـ ۲۱ سالم هست و تو دانشگاه به دختری شدید علاقمند شدم و یه جورایی فکر می کنم عاشقش شدم... چون هم از لحاظ عقلی و هم از لحاظ قلبی اعتقاد دارم که بهترین مورد است و مطمئن هستم که این یک احساس گذری نیست.
علاقمند

یک نت ـ ۲۱ سالم هست و تو دانشگاه به دختری شدید علاقمند شدم و یه جورایی فکر می کنم عاشقش شدم... چون هم از لحاظ عقلی و هم از لحاظ قلبی اعتقاد دارم که بهترین مورد است و مطمئن هستم که این یک احساس گذری نیست.

ولی با این حال با توجه به اینکه الان اصلاً موقعیت ازدواج رو ندارم و برای شروع یه زندگی آمادگی لازم رو ندارم؛ به همین دلیل هنوز ابراز علاقه ام رو به دختر مورد نظر نگفته ام و نمیدونم که جوابش مثبت هست یا منفی.

اگه جوابش منفی بود که ....

ولی اگه جوابش مثبت بود تازه مشکلات شروع میشه ... چون اولاً باید خانواده‌ی دو طرف هم با این موضوع موافقت کنند و ثانیاً همینطور که گفتم اصلاً شرایط ازدواج رو در این سن ندارم. هر چند میدونم که آدم هر چه زودتر ازدواج کند بهتر است ولی با این وضع مملکت و ... و با توجه به این که هنوز خدمت سربازی هم نرفتم وقتی به آینده فکر می کنم خیلی نا امید میشوم.

حال می خواستم از شما راهنمایی بگیرم که چیکار کنم ... هر چند خودم که فکر می کنم و می بینم موقعیتش نیست بیخیال این قضیه میشم ولی مشکل اصلی من به یاد آوردن اون دختر است... با توجه به این که الان حدود یه ماه نیم از ترم تموم شده و ما همدیگه رو ندیدیم ولی بازم تصویرش تو ذهنم میاد و بدجور اذیتم میکنه و خیلی رو تمرکزم تاثیر گذاشته بطوری که احتمال میدم اگه همینجوری ادامه پیدا کنه صد در صد روی کار، درس و سایر موارد زندگیم تاثیر می ذاره...

اگه جوابتون منفی است حداقل راه حلی بهم نشون بدید که بتونم فراموشش کنم... هر چند میدون کار بسیار سختی هست.

ببخشید متن نظرم خیلی طولانی شد.

با تشکر از شما.

باعرض سلام و تشکر اگر با دقت به متنی که نوشته اید بنگرید متوجه می شوید که احساسی زودگذر هست یا نه شما شدیدا عاشق شدید با اینکه از احساس طرف مقابل خبر ندارید از طرفی عاشق شدن باید هدف مند باشد و موقعیت های بعدی را فراهم کنید در حالی می گویید موقعیت ازدواج را ندارید از طرفی جلوی اگر جوابش منفی بود را چهارتا نقطه گذاشتید در حالی که عشق شدید و ناکامی از رسیدن باعث زجر کشیدن و زخم روان یا همان افسردگی می شود که برنامه ای باید داشته باشید تا این ناکامی و شکست را مدیریت کنید.

از طرفی اگر با این اوصاف نظر فرد مثبت باشد ممکن است این وابستگی که شما آنرا عشق می نامید و ما وابستگی ممکن است چشمان شما را بر تمام نقاط اختلافی و تفاوت های فرهنگی ، خانوادگی و شخصیتی ببندد مثلا شما اگر با این عشق شدید متوجه شوید که ایشان فرهنگ خانوادگی متفاوتی از شما دارند و یا پدر و مادر انتظار دارند داماد بسیار پول دارد و موقعیت داشته باشند و یا رفتارهایی ایشان در تحقیقات گزارش شده که با باورهایی که شما از ایشان دارید متفاوت باشد شما آیا می توانید صرف نظر کنید یا نه اینکه توجیه می کنید و به دلیل احساسات داغی که معمولا در این سن به سراغ جوان ها می آید نادیده و کم اهمیت می کنید و به احساسات خودتان گوش می دهید که در نهایت پشیمانی است . بنابراین توصیه ما این است که سعی کنید با تمرکز بر درس و شغل آینده ابتدا موقعیت ازدواج را فراهم کنید و ازدواج و انتخاب را حداقل از سن 23 سالگی شروع کنید. سعی کنید با کنترل احساسات  و پرهیز از سرمایه گذاری روانی بدون اطلاع از وضعیت طرف مقابل بپرهیزید و بعد از کنترل احساسات و تصویر های ذهنی نسبت به این شخص و تمرکز بر روی مقدمات و موانع ازدواج و بررسی ریشه ا این احساس داغ آتشین  این ریشه ها را شناسایی کنید و بر خود تسلط داشته باشید .

موفق باشید.

موضوع: 

افزودن یک دیدگاه جدید

Fill in the blank.
کد وبلاگ